!یه حرفی مونده رو دلم

 
تنیسور افسانه ای
نویسنده : صدرا - ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۸/۳
 

نام خانم بیلی جین کینگ را شاید کمتر شنیده باشید البته تعجب

برانگیزم نیست! چون این تنیسور افسانه ای مسابقه قرن و نبرد 

جنسیت ها را از قهرمان ویمبلدون مردان برد پس طبیعی است مردانی

که خود را برتر می دانند چندان مایل نباشند این قسمت تاریخ زیاد

یادآوری شودنیشخند

بسیاری از کارشناسان کینگ را به این دلیل می شناسند چون مسابقه

قرن تنیس را از قهرمان ویمبلدون مردان، بابی ریگز برد. این بانو در سال

1973 پس از اینکه بابی ریگز زنان تنیس باز را مسخره کرد، او را شکست

داد و تنیس زنان را دگرگون کرد. او 12 گرند اسلم برد و 20 بار قهرمان

ویمبلدون شد. 6 بار در تنیس زنان تک نفره، 10 بار در مسابقات دو نفره

تنیس و 4 بار هم در مسابقات میکس (مرد و زن). او تنها زنی است که

در سن 40 سالگی هم در میان 10 تنیسور برتر قرار داشت.        

این مسابقه بزرگ و تماشایی در ایالت تگزاس و با حضور ۳۰ هزار

تماشاگر برگزار شد. بیلی جین کینگ با ظاهری زیبا و لباسی طلایی

رنگ در حالی که چهار مرد او را با کجاوه حمل می کردند وارد میدان

مسابقه یا همان مبارزه شد. نهایتا بیلی جین کینگ در سه ست متوالی

با نتایج ۶-۴، ۶-۳ و ۶-۳ بابی ریگز پر ادعا را شکست داد.

 

بیلی با توجه به اینکه هنوز هم برای برابری جنسیتی مبارزه می کند، در

سالروز مبارزه جنسیت ها در صفحه توییتر شخصی اش نوشت: حرف

من این است خودتان را قوی کنید تا به آرزوهایتان برسید این دیدگاه من

است. اگر در آن مسابقه شکست می خوردم، جامعه زنان ۵۰ سال

پسرفت می کرد. من فکر می‌کنم تنیس زنان پیشگام بزرگی نه فقط در

ورزش زنان بلکه در همه اقشار زنان جهان است. جایزه مساوی بین زن و

مرد یک پیام است. پولش مهم نیست. پیامی است که ما زنان به دنیا

فرستاده‌ایم و آن تساوی است.

شاید اگر آن زمان که مسابقه بزرگ در نبرد جنسیت ها با برتری قهرمان

خانم برابر قهرمان پر مدعای مرد به پایان رسید شبکه های اجتماعی

بودند شوخی های جالبی انجام می گرفت مثلاَ:

زمانی که پسری کری برای دختران می خواند فقط کافی بود آن دختر در

جواب بنویسد: بیلی جین کینگ خنده

 

 

 

 

 



 
 
یک واقعیت
نویسنده : صدرا - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٧/۸
 

 این یک واقعیت است که دختر خانم ها حتماً قبول دارند پسرا هم اگر

قبول ندارند مشکل خودشونه لبخندنیشخند


 
 
افتخار من
نویسنده : صدرا - ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱٩
 

قلببوسیدن دست تو افتخار من است دختر رویاهای منقلب

 


 
 
روز دختر
نویسنده : صدرا - ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱٤
 

روز دختر مبارکلبخند


 
 
چشمامو میبندمو!
نویسنده : صدرا - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٢
 

چشمامو میبندمو!

بعد از روزی پر از هیاهو در شبی ارام بدن خسته را روی زمین ولو

می کنم تا خوابی دیگر را آغاز کنم و چشمان خود را ارامش بدهم.

اولین چیزی که در نگاه اول به ذهنم می آید مرگ است!

آری مرگ...

این کابوس پنهان همیشگی من.

مرگی که برای من دوس داشتنی نیست و اعتراف می کنم از آن

می ترسم. مرگ برای عده ای تنها نقل مکان است اما برای من پر از

رازهای وحشتناک است و قضیه آنجا جالب تر است که صدرای ترسو به

خودکشی فکر کرده است!

مرگ مرا یاد روزها و شب هایی می اندازد که یادم رفت خدایی از رگ

گردن به من نزدیکتر است و البته مطمئنم صبح که شود بازم یادم

 می رود خدایی است از رگ گردن نزدیکتر به من!!

چشمامو میبندمو!

و صبحی دیگر و باز هم کار اما امروز متفاوته چون می خوام بدون

عجله لحظه ای تامل کنم و چشمان خودمو ببندمو و ببینم چی میاد تو

ذهنم!

سرنوشت...

سرنوشت من و تو و همه ادمایی که داریم تو این کره خاکی زندگی

می کنیم.

تصورش تو ذهنم میاد که امروز چه خواهد شد؟

تا پایان شنبه چند نفر هنوز اجازه نفس کشیدن دارند؟!

چند تا مادر حس زیبای مادری را تجربه خواهند کرد؟!

چه جنگ ها و ترورها و درگیری و کودتایی در دنیا اتفاق خواهد افتاد و

آیا جنگی مشمول آتش بس خواهد شد؟!

چند نفر به زندان خواهند افتاد و چند نفر حس آزادی را خواهند چشید؟!

تا پایان امروز چند نفر عاشق می شوند و چند نفر بیخیال عشق و

عاشقی شده و خیانت می کنند؟!

چند آدم ترک وطن می کنند تا در غربت دنبال خوشبختی بگردند؟!

چند دانشجو ستاره دار می شوند؟!

چند کنسرت امروز لغو خواهد شد؟!

چند زن و کودک قربانی خشونت خواهند شد؟!

چند نخبه فراری می شوند؟!

چند تولیدی ورشکست می شوند؟!

چند نفر ایمان به خدا را از دست می دهند و چند نفر به خدا ایمان

می آورند؟!

چند جوان بیکار شاغل خواهند شد؟!

چند کارگر امروز شلاق خواهند خورد؟!

آیا امروز اخبار روزنامه ها به جای کودتای ترکیه و بمب گذاری عراق و

سوریه و مونیخ و پاریس، خوب شدن کودک سرطانی است؟! یا شاید

خبرهایی پر از بوسه و گل و لبخند باشه؟!

سریع چشمان خود را باز می کنم!

اخبار شادی و خوشی برای وقتی است که ما شدیم شادروان!

چشمامو میبندمو!

و این دست ها...

دوست دارم و عاشقتم، دست تو دست منه و حالا دوس دارم لحظه ای

چشمامو ببندمو و بگم چی تو ذهنمه!

زندگی من همیشه یه خلاء داشته که با هیچ موفقیتی پر نمی شد نه

با قبولی دانشگاه نه با لیسانس پر ماجرا نه گواهینامه و تولد

خواهرزاده نه سلامتی خواهر. خلاء من و حرفای مونده رو دلم تو

بودی!

دختر رویاهای من برای بدست آوردن دست هایت زجر کشیدم و حالا که

دستای قشنگت تو دستای منه هیچ ارزوی دیگه ای ندارم و نگران

هیچی نیستم.

فقط تو کنارم باش همیشهقلب


 
 
یکی دیگه رفت...
نویسنده : صدرا - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢
 

برای من همیشه مرگ انسان ها تلخ بوده اما خب مرگ بعضی آدما

خیلی برام ناراحت کننده تره.

خبر کوتاه بود، مهران دوستی درگذشت.

هنوز باورم نمیشه!

 چند سال سر کار، کافه رادیوی او در رادیو جوان رو گوش می کردیم

حدود ساعت دو و نیم بعد از ظهر شروع می شد و فکر کنم یک ساعت

و نیم برنامه اش بود.

مرگ او خیلی تلخه همیشه صداش پر انرژی و آرامش بخش بود مثل

برنامه اش سنی هم نداشت فقط 59 سال.

واقعاً دنیای بیرحمیه یهویی مرگ میاد سراغ آدما و تمام ناراحت

 


 
 
جشن جهانی نوروز 6
نویسنده : صدرا - ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱
 

تشکر

در آخرین پست ویژه نوروز 1394 یک بار دیگر نو شدن سال رو به شما

تبریک میگم و برای همه دوستان عزیزم آرزوی سالی بسیار بسیار خوب

رو دارم. از تمام دوستانی که پاسخگوی سوالات بنده بودند ممنونم اما

تشکر ویژه من از سرکار خانم زهرا بهنام عزیز هست که خیلی لطف

داشتند به بنده و متن های مختلفی برای من پیدا کردند که در قسمت

بعدی هم یکی دیگر از متن های زیبایی که ایشان فرستادند رو براتون

می ذارم.

یک متن زیبای دیگر

صبح نو نگاه نو روز نو مبارک بیدارشو به دنیا سلام کن نفسی عمیق

بکش هوا مال ماست ... آرامش مهربانی لبخند امید زندگی مال

ماست ...!وقتی لبخند روی لبهایت میشکفد عاشقانه سر سجاده دلت

بگو خدایا شکر که همیشه پناه مایی و این همه نعمت را برای ما

 آفریده ای.. هزار مرتبه شکر

مروری بر اتفاقات مهم سال:

رحیمی هم زندانی شد: محمدرضا رحیمی هم که روزی معاون اول

احمدی نژاد بود و پست های زیادی در زمان دولت های مختلف داشت

به خاطر ماجرای پرونده بیمه ایران و همچنین پول هایی که قبل

انتخابات مجلس رد و بدل شد محکوم شد به تحمل 5 سال حبس و

بازگرداندن 3 میلیارد و 850 میلیون تومان تا به عنوان بالاترین مقام

جمهوری اسلامی لقب بگیرد که طعم زندانی شدن را می چشد البته

رحیمی یه هفته بعد به مرخصی آمد تا دستگاه قضا نشان دهد قرار

نیست زیاد به رحیمی سخت بگیرند!

همچنین نامه احمدی نژاد درباره مبرا بودن از گناه رحیمی و پاسخ تند

محمدرضا رحیمی ایشان را جزء چهره های خبرساز قرار داد.

 سال گذشته مه آفرید امیر خسروی از متهمان اصلی پرونده اختلاس

سه هزار میلیاردی هم اعدام شد.

خاتمی ممنوع التصویر محبوب: بعد از اینکه محسنی اژه ای در کنفرانس

خبری اش از ممنوع التصویری سید محمد خاتمی خبر داد فیسبوک و

محیط های مجازی دیگر پر شد از تصاویر آقای خاتمی تا محسنی اژه ای

و دوستانش بدانند اگر می خوان خاتمی رو باید ممنوع القلوب کنند چون

خاتمی در دل های طرفدارانش جا داره.

همچنین رییس جمهور سابق سال 93 در غم درگذشت خواهرش

عزادار شد.

هوای آلوده خوزستان: هوای جنوب کشور در سال گذشته هموطنان

آن مناطق را بسیار اذیت کرد و ریزگردها طبق معمول دست از سر مردم

اهواز برنداشتند و در روزهایی به وحشتناک ترین حالت ممکن رسید.

در این میان درگیری های لفظی هم بین نمایندگان مجلس و خانم ابتکار

رخ داد.

مسئله حل نشده حصر: حصر غیر قانونی آقایان موسوی و کروبی و

خانم رهنورد در سال 93 باز هم برطرف نشد تا نشان دهد ظاهراً

مقامات جمهوری اسلامی همچنان به ادامه این روند علاقه دارند!

زندانیان سیاسی: متاسفانه در سال 93 باز هم شاهد زندانی شدن

افراد به خاطر ابراز عقیده بودیم از جمله بازداشتی های سال 93

صبا آذرپیک و فرشته طوسی بودند که البته با قرار وثیقه آزاد شدند.

آتنا فرقدانی هم بعد از انتقال به زندان قرچک ورامین اعتصاب غذای

طولانی کرد تا در نهایت به زندان اوین منتقل شد.

همچنین در سال 93 مجید جعفری پناه و همسرش از طرف دادگاه ویژه

روحانیت به اتهام مالی و مرید بازی و ارتباط با اجنه به اعدام محکوم

شدند که البته هنوز حکم ایشان اجرا نشده و معلوم نیست اجرا شود یا

خیر.

 لغو متوالی کنسرت ها: سال 93 برای هنرمندان عرصه موسیقی سال

جذابی نبود از این جهت که خیلی از کنسرت های آنها در شهرهای

مختلف به بهانه های واهی لغو می شد و حتی نوازندگان و همخوانان

زن از همراهی در کنسرت ها محروم شدند.

جهان همچنان ناآرام: امسال نیز در کشورهای مختلف شاهد درگیری

بسیار بودیم در اوکراین بین جدایی طلبان طرفدار روسیه با دولت و

البته آتش بس های شکننده و در یمن که گروه انصارالله در درگیری ها

موفق شد قدرت را به دست بگیرد و البته همچنان یمن در بعضی

مناطق شاهد درگیری بین انصارالله و طرفداران حکومت ساقط شده

هستند.

در آمریکا هم سیاه پوستان در اعتراض به نژادپرستی و کشتن سیاهان

توسط پلیس و حکم های تبرئه ماموران دست به اعتراض زدند و برای

چندین روز درگیری های زیادی بین آنها و پلیس آمریکا رخ داد.

سقوط هواپیما: و باز هم سقوط هواپیما در ایران و این بار آنتونف که در

شهرک آزادی تهران سقوط کرد و متاسفانه 39 تن جان باختند و 7 نفر

نیز به شدت آسیب دیدند.

 سایر اخبار مهم: احمدی مقدم در ماه پایانی سال جای خود را به

اشتری داد، آقای احمدی مقدم در سال گذشته دو سخن مهم گفت

ابتدا اعتراف کرد که در عاشورا 88 ماشین پلیس مردم را زیر کرده است

و در سخن دوم خود گفتند که در ماجرای کهریزک چاره ای جز

عذرخواهی نداریم.

کاترین اشتون در سال 93 جای خود را به خانم موگرینی وزیر خارجه

ایتالیا داد.

ملک عبدالله در سال 93 فوت کرد تا عربستان صاحب یک پادشاه جدید

شود.

دیدار خانم مولاوردی با پاپ یکی دیگر از اخبار مهم سال بود.

در حمله غافلگیرانه صهیونیست ها به سوریه جهاد مغنیه و چند تن

دیگر از اعضای حزب الله و همچنین سردار الله دادی جان خود را از دست

دادند همچنین حزب الله در تلافی ماشین فرماندهان اسرائیلی را هدف

قرار داد. نتانیاهو هم در سال گذشته در سخنرانی خود در کنگره آمریکا

سعی کرد اعضای کنگره را مجاب کند که توافق با ایران خطرناک است.

اهدای خرس طلایی برلین به فیلم تاکسی جعفر پناهی از دیگر اخبار

جالب سال بود.

سخنرانی شجاعانه رییس جمهور آرژانتین و انتقاد تند او از آمریکا و

اسرائیل و دفاع از ایران و حزب الله در سازمان ملل و همچنین انتخاب

آیت الله یزدی به ریاست مجلس خبرگان از دیگر اتفاقاتی است که در

سال گذشته رخ داد.

مصاحبه

و اما دو مصاحبه دیگر و آخرین مصاحبه های بنده، که اولیش با جناب

آقای آمد حقانی نویسنده محترم وبلاگ جهنم افکار.

1- عید رو در یک جمله توصیف می کنید؟

آقای حقانی: شکفتن زیبایی ها و شروع بهترین ها

2- بهترین و بدترین خاطره شما از نوروز؟

آقای حقانی: همیشه از نوروز بهترین ها به جا می مونه .خاطره خوب

که یکسال می خواستم برم مسافرت و دیر جنبیده بودم و بلیطی

نتونستم گیر بیارم و خلاصه در راه برگشت بودم که یکی از دوستان رو

دیدم بعد از حال احوال و تبریک عید جریان رو گفتم و گفت ما هم بلیط

داشتیم اما متاسفانه بخاطر بوجود اومدن مشکلی دارم می رم بلیطارو

پس بدم که دقیق مقصد همون بلیطا همونجایی بود که من می خواستم

برم و جاتون خالی خیلی لذت داشت که پیدا شد و اما خاطره بد که

نمیشه گفت خاطره طنزیه و اون اینه که هفت روز ابتدایی عید رو

مسافرت بودیم و وقتی برگشتیم پسر عمه ام زنگ زد گفت ما مسافرت

نرفتیم و عمه اینا نیستن این هفته اخر تعطیلات رو بیا اینجا خلاصه کلوم

ما رفتیم و دو روز مونده بود به سیزده بدر پسر عمه گرامی ما گفت خونه

رو جمع و جور کنیم و ما هم گفتیم ظرفا با من آقا چشمت روز بد نبینه

اینا این مدت هیچ ظرفی رو نشسته بودند تا جاییکه کمبود ظرف که

داشتند می رفتن از همسایه ها می گرفتند خلاصه کلوم ما صبح رفتیم

توی آشپزخونه شب ساعت 11 از آشپزخونه در اومدیم و اینقدر ظرف

شستیه بودیم که تا چند وقت ظروف اشپزخونه میدیدم حالت عق بهم

دست میداد .

3- نوروز تو شهر شما آیین های خاصی داره؟

آقای حقانی: شهر من طهرون هست و چند تا ایین خاص خودش رو

داشته و متاسفانه به مرور زمان از بین رفته .یکی از اصلی ترین رسوم

هاش که نزدیک چهارشنبه سوری هست مراسم کوزه شکستن بوده

که الان کمتر این کار رو میکنند و برای آیین نوروز شب ابتدایی نوروز بی

رد خور سبزی پلو با ماهی درست می کنند و همینطور در دید و بازدید

عید برای خانواده هایی که وضعیت مالی خوبی ندارند بعنوان چشم

روشنی در حین رفتن بازدید از نقل و شیرینی و میوه بعنوان عیدی

می برند که هم دیداری تازه بشه و هم کمکی بشه .توی یکی از

آیین ها یا سنت طهرونی ها این بوده که وقتی میهمان موقع رفتن

می رفت بعنوان اینکه برکت آورده خانم خونه یک مشت نقل و یک مشت

کشمش و نخود در جیب بچه های خانواده مهمان میریخت که برکت دو

طرفه بشه .

4- شما با چی زمستونو سر می کنید؟

آقای حقانی: زمستون رو با کتاب خواندن و فیلم دیدن چون شبها بلند

هست لذتش دو چندانه.

5- شما عیدی میدین یا عیدی میگیرین؟

آقای حقانی: من بیشتر عیدی میدم و عیدی هم میگیرم و به خاطر

تنوع هر سال متفاوت عمل می کنم در انتخاب عیدی ها.

6- عیدی گرفتن شیرین تره یا عیدی دادن؟

آقای حقانی: جفتش . چون وقتی بطور مثال خواهرزاده آدم با لذت کادو

رو باز میکنه و گوشه چشمش برق میزنه حس جالبی به آدم دست

می ده . و وقتی عیدی میگیری متوجه میشی برای طرف مقابلت مهم

بودی که مد نظرش بودی و برات عیدی گرفته .

7- بیشترین مبلغ عیدی که گرفتین چقدر بوده؟

آقای حقانی: من زمانی که کودک بودم بعضی وقتها پول میگرفتم اما اگر

از نظر ارزشی حساب کنیم همه اونها با ارزشه اما اگر بخوایم از نظر

مقدار مادیش بگیم دو سال پیش بود که یه دست کت و شلوار عیدی

گرفتم که مبلغش حدود ششصد هزار تومن بود .

8- بهترین و بدترین خاطره شما از سال 93؟

آقای حقانی: سال نود و سه اغلبش بد بود البته بد بودنش بخاطر

شرایط سیاسی جامعه و دنیا بود .در کل سال زیاد خوبی نبود .اما از نظر

شخصی بهترین خاطره آشنا شدن با یه دوستی بود که دنیا رو زیباتر

کرد .

9- بهترین و بدترین خبر سال 93؟

آقای حقانی: بهترین خبر رو نمی تونم بگم ولی بدترین خبر رفتن همون

دوست عزیزی که در سوال قبل براتون گفتم.

 10- مرد و زن سال 93؟

آقای حقانی: ابوبکر بغدادی و گلشیفته فراهانی

11- شما می تونی یه جوک واسه ما تعریف کنی؟

آقای حقانی: خانواده اصن ربطی به خود آدم نداره . بلال و ذردت مکزیکی

و پف فیل رو ببین ، همشون توی یه خانواده بزرگ شدن ... طرز تربیت

مهمه.

12- آرزوی شما برای سال جدید؟

آقای حقانی: خدا نسل هرچی آدمی که ارزش انسانیت رو بشمار

نمیاره از روی زمین برداره .

13- این ها رو در یک کلمه توصیف می کنید؟

لحظه تحویل سال: متحول شدن

سال 93: رفت

سیزده بدر: فراموش کردن طبیعت

پرشین بلاگ: گاهی دوست، گاهی دوست!

صدرا: دوست نیک اندیش

جهنم افکار: خونه درددل

آمد حقانی: الکی وبلاگنویس!

و دومین مصاحبه با سرکار خانم نسیم جانفدا.

1- عید رو در یک جمله توصیف می کنید؟

خانم جانفدا: نوروز برای من یعنی تولد دوباره جسم و روح انسان و

طبیعت.

2- بهترین و بدترین خاطره شما از نوروز؟

خانم جانفدا: گرفتار شدن در بهمن جاده هراز 15 سال پیش

بقیه نوروزها همه بهترین خودشان بودند برای من

3- نوروز تو شهر شما آیین های خاصی داره؟

خانم جانفدا: فکر نمی کنم، سفره هفت سین و  دید و بازدید

مسافرت

4- شما با چی زمستونو سر می کنید؟

خانم جانفدا: با کتاب هام، دوستان نازنین و یار وفادارم.

5- شما عیدی میدین یا عیدی میگیرین؟

خانم جانفدا: تا به حال گرفتم.

6- عیدی دادن شیرین تره یا عیدی گرفتن؟

خانم جانفدا: باید هر دو رو تجربه کنم بعد نظر بدم.

7- بیشترین مبلغ عیدی که گرفتین چقدر بوده؟

خانم جانفدا: فکر کنم سکه طلا بود از طرف مادر همسرم، قیمت اون

روزها رو نمی دونم ده سال پیش.

8- بهترین و بدترین خاطره شما از سال 93؟

خانم جانفدا: بدترین اش لحظه ای بود که از سفر برگشتم و دیدم

همسرم با آب جوش سوخته و تمام مدتی را که در بستر بیماری بود.

بهترین اش لحظه ای بود که خبر دریافت بورس تحصیلی دانشگاه ملبورن

برای خودم و ویزا را برای همسرم را دریافت کردم.

چه سوالات خوبی می پرسید موجب میشه دقیق فکر کنم و خیلی

سریع جواب بدم.

 9- بهترین و بدترین خبر سال 93؟

خانم جانفدا: بدترین ها در مورد حملات و وحشی گری های داعش بود.

بهترین ها الآن یادم نمیاد، آهان بهترین ها رشد موسسات فرهنگی در

حوزه علوم انسانی بود.

10- مرد و زن سال 93؟

خانم جانفدا: نمی دونم، نمی تونم کسی رو انتخاب کنم.

11- شما می تونید یه جوک واسه ما تعریف کنید؟

خانم جانفدا: اصلاً من خیلی آدم بی مزه ای هستم، ببخشید!

ترجیح میدم بشنوم و بخندم.

12- آرزوی شما برای سال جدید؟

خانم جانفدا: آدم بهتری باشم.

13- این ها رو در یک کلمه توصیف می کنید؟

لحظه تحویل سال: خوشایند

سال 93: سال خوب

سیزده بدر: طبیعت

کانادا: زیبا

دانشگاه ملبورن: دوستانه

ایران: عشق

عید در غربت: تازه

صدرا: محجوب

همسرتون: وفادار

نسیم جانفدا: یه آدم معمولی


 
 
جشن جهانی نوروز 5
نویسنده : صدرا - ساعت ۳:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱
 

خب دیگه الآن رسماً عید شده که بهتون تبریک میگم و برای همه شما

دوستان عزیز سالی بسیار بسیار خوب آرزومندم.

یه متن زیبا:

و باز هم یه متن زیبای دیگر ارسالی از طرف سرکار خانم زهرا بهنام.

خدا جونم این هفت سین رو واسه عزیزانم ازت میخوام گفتم زودتر بگم

تا اماده کنی واسه هفت سین مون... 1. سلامتی واسه تک تک

کسانی که دوستشان داریم. 2.سبز بودن دلهاشون .از کینه و غم بشور

دلهاشونو و جوونه عشق و محبت را بکار واسشون.3.سایه

خانواده هامونو از سرمون کم نکن.4.سکه کن روزگارشونو پر از سکه

طلا که لبخند از صورتشون کم نشه .5.ساعت زندگیشونو رو کوک کن

که واسه هیچ موفقیتی دیر بمونن.6.سیرکن همشونو با همه شادی ها

و دلخوشی ها.7. سفر میخوام واسشون سفری که هرکدام ته دلشون

دوست دارن برن و اونجا رو از نزدیک ببینند واسشون مهیا کن . ممنون

خدا جون شکرت واسه همه اینهایی که قراره امسال بدی

مروری بر اتفاقات مهم سال:

بازی های آسیایی: کاروان ایران با شکستن رکورد قبلی خود موفق

شد با کسب 21 طلا و 18 نقره و 18 برنز در سکوی پنجم قرار بگیرد.

درخشش بانوان کشورمان- حذف زود هنگام تیم ملی فوتبال و قهرمانی

والیبال از جمله اتفاقات مهم این بازی ها بود.

بیماری رهبر انقلاب: آیت الله خامنه ای در سال 93 برای چند روز به

علت جراحی پروستات در بیمارستان بستری شد تا شایعات زیادی در

 رسانه های خارجی درباره سلامتی ایشان مطرح شود. همچنین آقای

خامنه ای در سال رفته با نامه ای که به جوانان غربی نوشتند خبرساز

شد.

ملاله جایزه صلح نوبل گرفت: جایزه صلح نوبل در این سال به ملاله دختر

شجاع پاکستانی و ساتیارتی فعال حقوق کودکان از هند به طور

مشترک تعلق گرفت.

مذاکرات هسته ای در قدم های آخر: مذاکرات هسته ای در سال 93

همچنان بین ایران و 5+1 ادامه داشت و در آخرین روزهای سال به یک

قدمی توافق رسید که با درگذشت مادر رییس جمهور به سال 94

موکول شد.

استیضاح فرجی دانا: آقای فرجی دانا وزیر علوم که با افشاگری های

خود درباره وضعیت بورس های غیر قانونی از طرف مجلس تحت فشار

قرار گرفته بود در نهایت در آستانه بازگشایی دانشگاه ها استیضاح شد

تا یک وزیر دانشمند از کابینه دولت جدا شود البته مجلس پس از آن بازم

برای چندین بار به وزیران پیشنهادی دولت رای نداد تا سرانجام آقای

فرهادی وزیر علوم شود.

مطهری نماینده جنجالی مجلس: علی مطهری چندین بار در مجلس

خبرساز شد، یک بار با پخش فیلم ساپورت پوش ها در مجلس و بار دیگر

با سخنرانی خود که خواستار رفع حصر شد و با نمایندگان دیگر درگیر

شدند و البته در سفر شیراز که مورد حمله وحشیانه لباس شخصی ها

و اراذل و اوباش خودسر قرار گرفت.

مصاحبه:

و  اما دو مصاحبه، مصاحبه اول با نویسنده محترم وبلاگ

ورود پسران ممنوع.

1- عید رو در یک جمله توصیف می کنید؟

خانم وبلاگ نویس: فرار از یکنواختی زندگی تنها واسه 13 روز.

2- بهترین و بدترین خاطره شما از نوروز؟

خانم وبلاگ نویس: نمیدونم راستش

3- نوروز تو شهر شما آیین های خاصی داره؟

خانم وبلاگ نویس: فکر نمی کنم.

4- شما با چی زمستونو سر می کنید؟

خانم وبلاگ نویس: با اینا!

5- شما عیدی میدین یا عیدی میگیرین؟

خانم وبلاگ نویس: سعی میکنم با هر حربه ای شده بگیرم راستش از

عیدی دادن خوشم نمیاد

6- بیشتری مبلغ عیدی که گرفتین چقدر بوده؟

خانم وبلاگ نویس: نقدی میشه گفت 50 تومان

7- بهترین و بدترین خاطره شما از سال 93؟

خانم وبلاگ نویس: بهترینو نمیدونم شاید رتبه اول شدن تو یه شب شعر

شاید . بدترینش فوت عمه ام

8- بهترین و بدترین خبر سال 93؟

خانم وبلاگ نویس: بهترینو نمیدونم بدترین خبر فوت عمه ام و بابای

دوستم

9- مرد و زن سال 93؟

خانم وبلاگ نویس: یعنی چی؟!

10- شما می تونید یه جوک واسه ما تعریف کنی؟

خانم وبلاگ نویس: یکی یک پلیسو میکشه زنگ میزنه 110 میگه هه

هه حالا 109 تا شدین

11- آرزوی شما برای سال جدید؟

خانم وبلاگ نویس: امسال سال کسایی باشه که با وجود غمهای

دلشون بازم میخندن

12- این ها رو در یک کلمه توصیف می کنید؟

لحظه تحویل سال: حس تحول و مغلوب شدن

سال 93: یه سال مثل بقیه سال ها

سیزده بدر: جمع شدن عده ای بیکار دورهم

دختر: دخترو با کلمات نمیشه توصیف کرد.

پسر: قبلاً می شد گفت بهشون تکیه گاه اما الآن سربار نشن خودش

خیلیه

صدرا: خجالت می کشم بگم!

خانم وبلاگ نویس: کسی که اگه به چشاش خیره شی کر میشی از

تمام فریادهایی که سکوتشون کرد.

و اما دومین مصاحبه با سرکار خانم افسون ارزقی گرامی.

 1- عید رو در یک جمله توصیف می کنید؟

خانم ارزقی: با شنیدن عید همیشه روزای شاد به نظرم میاد.

2- بهترین و بدترین خاطره شما از نوروز؟

خانم ارزقی: بهترینش روزایی که ایران بودم و در کنار خانواده صفای

گرمه رفت و آمدها بدترینش فقر در جامعه که اصلا نمیخوام عید بیاد

3- نوروز تو شهر شما آیین های خاصی داره؟

خانم ارزقی: نه مثل همه شهرهای ایران هست

4- شما عیدی میدین یا عیدی میگیرین؟

خانم ارزقی: البته ما هم اینجا همون برنامه عید رو دنبال میکنیم من

هم سفره هفت سینمو با همه چیزش میچینم و اسکناس لایه قرآن

میزارم که عیدی بدم و همچنین عیدی میگیرم البته بیشتر عیدی میدم

چون دوس دارم.

 5- عیدی گرفتن شیرین تره یا عیدی دادن؟

خانم ارزقی: هر دوش شیرینه ولی برای من دادن عیدی شیرین تره

مخصوصاً به بچه ها.

6- بیشترین مبلغ عیدی که گرفتین چقدر بوده؟

خانم ارزقی: من چون تولدم همون اولین روز عیدمونه ماله من دوبله

میشه پارسال تقریبا مبلغی که عیدی گرفتم نزدیک به 1000 € بود به ا

ضافه کادوی دیگه

7- بهترین و بدترین خاطره شما از سال 93؟

خانم ارزقی: بهترینش ازدواج خواهرم و آمدن مادرم به هلند بود

و بدترینش از دست دادنه دوتا از فامیلای نزدیکم بود که متاسفانه

نتونستم برم ایران

 8- بهترین و بدترین خبر سال 93؟

خانم ارزقی: بهترینشو یادم نمیاد ولی بدترینش اسید پاشی به 

هم جنسانم و آتیش سوزیه چند مدرسه در ایران هست

9- مردو زن سال 93؟

خانم ارزقی: خانومه دانشور مرد نمی دونم.

10- شما می تونید یه جوک واسه ما تعریف کنید؟

خانم ارزقی: من خیلی جوک دوس دارم ولی بعد از گوش دادن

فراموشم میشه.

11- آرزوی شما برای سال جدید؟

خانم ارزقی: آرزویم بهبودیه وضع کشورم از هر لحاظ، آسایش و امنیت

برای مردم ایران، بهبودیه مریض های سرطانی.

12- این ها رو در یک کلمه توصیف می کنید؟

لحظه تحویل سال: پیروزی تمامیه انسان ها

سال 93: نمیدونم

سیزده بدر: سیزده بدر رو حتماً بیرون از خانه خواهیم بود.

عید در غربت: برای بعضیا خوبه ولی برای بعضیا جالب نیست.

ایران: من شخصاً عید در ایران رو ترجیح میدم با تمام مشکلاتش چون

همه چیز عید حس می شود.

هلند: البته اینجا ایرانیا مراسم جشن سال نو برپا میکنند که همه جمع

میشوند وسال رو اونجا تحویل میکنند . دید و بازدیدها هم هست ولی

من بازم عید ایران رو دوست دارم .

صدرا: از شما هم خیلی متشکرم از زحمتی که برای تهیه مصاحبتون

میکشید به امید موفقیتهای زیاد در امور کاری و زندگیتون .

افسون ارزقی: چی بگم در مورد خودم؟؟؟

 

 

 

 

 


 
 
← صفحه بعد