!یه حرفی مونده رو دلم

 
خداحافظ
نویسنده : صدرا - ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۳٠
 

سلام آخر خدمت تمام دوستان،من این وبلاگ رو مهر 90 تاسیس کردم تا علیه رفتارهای

زشت بعضی همجنسام و همچنین خودم بنویسم و تا اینجا هم نسبتاً خوب پیش رفت

ولی از آپ قبلی در قسمت نظرات افرادی با اسامی اشکان و نگار و آرزو و ... که

مطمئناً همه آنها یک نفر و آن هم پسر هستند شروع به نوشتن نظرات نامربوط کردند که

خیلی جدی نگرفتم و به حساب آزادی بیان گذاشتم ولی متاسفانه این بار با این

اسامی من را متهم کردند که پیشنهاد رابطه سکس داده ام و حتی از زبان من در وبلاگم

نوشتند که بنده با بعضی دخترانی که اینجا می آیند سکس داشته ام و در وبلاگ های

دیگر هم این حرف ها را علیه من زدند و بعضی دوستان هم به تندی موضع گیری کردند

و فکر نکردند من که وبلاگ ضد پسر راه انداخته ام چرا باید چنین مضخرفاتی بنویسم

به هر حال متاسف شدم برای افرادی که چنین بی اخلاقی را انجام دادند و بیشتر برای

خودم متاسف شدم که چنین وبلاگی را راه انداختم در حالی که می دانستم جامعه

ظرفبت ندارد و برای خراب کردن یک نفر به چنین ترفندهایی دست می زند،این احتمالاً

آپ آخر من است اگر خوبی و بدی از من دیدید حلالم کنید.

 

 


 
 
شهر خانم ها و مرگ انسانیت
نویسنده : صدرا - ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٠
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
سنگدلان
نویسنده : صدرا - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٦
 

وقتی به تاریخ جهان نگاه می کنیم،می بینیم انسان ها چه راحت به بهانه های مختلف

همدیگر را می کشتند و می کشند و خصوصاً هر کس حرف حقی بزند باید تاوان بدهد.

از همان نخستین روزهای خلقت انسان فرزندان حضرت آدم با هم درگیر شدند و هابیل

توسط قابیل کشته شد تا از همان روزها انسان ها نشان بدهند طاقت زندگی مسالمت

آمیز در کنار هم را ندارند،حکومت های مختلف هم برای کشورگشایی به جان هم

افتادند.  پیامبران مختلف مردم را به انساندوستی و زندگی در صلح و صفا تشویق و

راهنمایی کردند ولی مردم وجود همین پیامبران را هم بر نتافتند و به دنبال کشتن این

انسان های حق طلب بودند.برای دو روز حکومت بیشتر فرعون تمام نوزادان به دنیا آمده

را می کشت که مبادا بزرگ شوند و جای او را بگیرند،در زمان پیامبر اسلام با بت های

خود مردم را سرکار می گذاشتند و تعداد افرادی که صدای حق را شنیدند بسیار کم بود

پس از رحلت ایشان هم با فرزندانش نامهربانی کردند.باغ فدک را به این بهانه که

پیامبران ارثی بر جای نمی گذارند از حضرت زهرا گرفتند و حکومت را از حضرت علی چون

می گفتند پیامبر در بستر بیماری به ابوبکر لبخند زده است! جنازه امام حسن را با

سنگ بدرقه کردند و سر برادرش را نیز بریدند و حضرت زینب و فرزندان امام حسین را به

اسارت گرفتند فقط به این دلیل که حرف حق می زدند و حق گویی تلفات دارد،باید

همرنگ جماعت شد.

در دو جنگ جهانی میلیون ها انسان به دل خاک رفتند چون رییسان با هم 

نمی ساختند و مردم را هم بازیچه کردند و بعد از جنگ هم 5 تا کشور ژست پیروزی

گرفتند و شورای امنیت تشکیل دادند تا برای بقیه جهان تصمیم بگیرند.در همین جنگ ها

آمریکایی ها با بمب اتم ژاپنی ها را کشتند ولی عذرخواهی هم نکردند انگار این افراد

زیادی بودند و باید می مردند.  ماندلا به خاطر حق گویی 27 سال باید به زندان برود،

آیت الله خمینی به خاطر اعتراض به تبعید فرستاده می شود،دانشجو به خاطر حرف

زدن ستاره دار می شود و بعضی ها به خاطر نارضایتی از وضع حکومت باید در خانه

حبس شوند و بعضی دیگر به جرم علم آموزی و کمک به کشور محکوم به ترور شدن

هستند.

همه ادیان مسلمان،مسیحی و یهودی فرزندان حضرت ابراهیم هستند ولی عده ای از

فرزندان 64 سال تا به امروز یک ملت را آواره کرده و می کشند و از کوچکترین حق محروم

می کنند،دو تا کشور مسلمان 8 سال می جنگند بدون اینکه سودی ببرند و سود به

جیب کشورهای دیگر می رود که به اینها سلاح می فروختند.آمریکا با ویتنام،افغانستان

و عراق می جنگد.عده ای به نام اسلام با نام هایی چون القائده و طالبان به مانند صدر

اسلام سر گروگان های خود را می برند و در میان عزاداران شیعه بمب منفجر می کنند.

دعا می کنیم حضرت مهدی ظهور کند ولی بعد از ظهور همین ها که دعا می کردند

دشمن ایشان می شوند.   عده ای هم برای پول آدم می کشند و جالبتر اینکه عده ای

به نام عشق اسید پاشی می کنند و البته ما هم از کشتن لذت می بریم چون اگر

لذت نمی بردیم از ساعت 4 بامداد به دیدن اعدام یک جوان 18 ساله نمی آمدیم.

و من می گویم دنیا دو روز نیست چون اگر دو روز بود انسان ها اینقدر سنگدل نبودند

و مانده ام در این دنیای پر از جنگ و خونریزی چگونه می توان عاشق شد؟