!یه حرفی مونده رو دلم

 
عید مردماس
نویسنده : صدرا - ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۳٠
 

و بر ما سالی دیگر گذشت و بر روزگار حکایتی دگر...

سال 1391 با تمام خوبی ها و بدی ها به پایان رسید و فصلی دگر در

زندگی ما گشوده شد عید نوروز به خودی خود بهانه ای است تا در پایان

 یک سال سیاه کمی لبخند بزنیم و به امید فردایی بهتر بمانیم و ما

 شاید خوش شانس بودیم که در کشوری به دنیا آمدیم که فصل بهارش

 با عیدی زیبا آغاز می شود که حتی دقیقه و ثانیه آمدنش هم معلوم

 است. بهترین رسم ایرانی ها در آغاز سال صله ارحام است که با وجود

 مشکلات اقتصادی زیاد همچنان پابرجا مانده و چه خوب است ما آن را

 به فرزندان خود نیز یاد دهیم. در آغاز سال گذشته خاله مرحوم من در

 خانه مادربزرگ همه فرزندان-دامادها-عروس ها-نوه ها و نتیجه ها رو به 

صرف شام مهمان کرد و اینک در آغاز سال جدید زیر خروارها خاک خفته

 است. یا وقتی در نوروز سال گذشته که برای عید دیدنی به خانه خاله

 پدر رفتیم و او گریه می کرد و از تنهایی گله داشت فکر نمی کردیم در

 سال آینده خانه جدید او بهشت زهرا باشد  پس چه عالی می شود

 اگر دید و بازدید نوروزی رو حتی اگر برای از سر باز کردن باشد به جا

 آوریم و بزرگترها رو به خصوص فراموش نکنیم حتی اگر با ما نسبت

 دوری داشته باشند.در این ایام فرصت مناسبی است که در برنامه های

 خود بازدید از خانه سالمندان را نیز قرار دهیم و شادی خود را با این

 افراد که همیشه چشم انتظارند تقسیم کنیم.

در سالی که گذشت اتفاقات ریز و درشتی در دنیا اتفاق افتاد از حوادث

تلخ سال در کشور ما زلزله آذربایجان و آتش سوزی در مدرسه دخترانه

شین آباد بود که به مرگ دو دانش آموز منجر شد.

 امسال ورزش ما در کنار روزهای تلخ شکست تیم ملی فوتبال با

موفقیتی که در المپیک کسب کرد و همچنین صعود تیم ملی والیبال به

لیگ جهانی روزهای شیرینی هم داشت.

در سالی که گذشت خوشبختانه توانستیم این افتخار را پیدا کنیم که در

 پراید 18 میلیونی سوار شویم و پسته 60 هزار تومانی بخوریم و برای

خرید یک دلار ناقابل 4000 تومان پول پرداخت کنیم!

در سال 91 دعواهای سریالی شهرداری تهران و دولت در روزنامه های

تحت حمایتشان ادامه داشت و البته دولت در رینگ دیگر در حال مبارزه  

با مجلس بود تا احمدی نژاد در سال آخر درگیری لفظی شدیدی با 

لاریجانی داشته باشد و حتی رهبری وارد قضیه شده و هر دو طرف را

محکوم کند و در همین دعواها این دکتر احمدی نژاد بود که اطلاعات به

روز خود را به رخ نمایندگان کشید و در مجلس جدیدترین شعر معین را

خواند! برکناری ناگهانی وزیر بهداشت از دیگر خدمات دولت دهم به مردم

 شهید پرور بود!! در سوی دیگر شهرداری سعی کرد با افتتاح تونل

نیایش و راه اندازی چند ایستگاه از خط 3 متروی تهران بازی را از دولت

ببرد.

انتخابات نظام پزشکی 91 با حاشیه های زیادی همراه بود ابتدا

کاندیداهای دولت رد صلاحیت شدند تا اعتراض احمدی نژاد را در پی

داشته باشد که سپاه در بیانیه ای از قانونی بودن اقدام خود در رد

صلاحیت کاندیداها سخن گفت و ما فکر کردیم و آخر متوجه نشدیم

نظام پزشکی و سپاه چه ارتباطی با هم دارند!

افراد دیگری هم بودند که امسال خبرساز شدند از جمله عسگر اولادی

 80 ساله که پس از 4 سال به این قضیه پی برد که میر حسین موسوی

 و کروبی سران فتنه نیستند و البته باید به ایشان خسته نباشید گفت 

 و البته در کشور ما رسم است طرف را چند سال بازداشت کنند و در

آستانه انتخابات از او دلجویی کنند.

سال 1391 پایان پرونده فساد مالی بود که همه حکم گرفتند غیر از  

آقای خاوری!

و امسال چند چهره سرشناس از جمله جوانفکر و دو فرزند هاشمی

رفسنجانی طعم بازداشت را چشیدند.

 در سال گذشته دو روحانی سرشناس دارفانی را وداع گفتند آیت الله

مجتبی تهرانی معلم اخلاق و آیت الله خوشوقت پدر زن پسر آیت الله

خامنه ای.

در سینمای ایران ابتدای سال اکران دو فیلم جنجال برانگیز شد تا حتی

امام جمعه ها هم به این فیلم ها واکنش نشان دهند و سینماهای

شهرداری در اقدامی احساسی این فیلم ها را از روی پرده بردارند.

مرگ ستار بهشتی وبلاگ نویس جوان از حوادثی بود که یحث های

زیادی را در پی داشت و در آخر نه ما و نه مسئولان متوجه نشدیم که او

را کشتند یا سکته کرد!

همایون خرم آهنگساز چند ترانه ماندگار ایران زمین از مرحومان سال 91

 بود.

در عرصه های علمی ایران پیشرفت های خوبی در بحث سلول های

بنیادی و داروهای نوترکیب داشت و در زمینه های هوا و فضا تحولات

خوبی صورت گرفت.

در جهان اتفاقات مهمی در سال گذشته رخ داد درگذشت رهبر کره

شمالی و از آن مهم تر درگذشت هوگو چاوز! و حاشیه های عکس

فوتوشاپی علیه احمدی نژاد و پیام تسلیت عجیب ایشان برای  

درگذشت مشهدی چاوز! از آن جمله بود. درگیری های سوریه در این

سال به شدیدترین شکل ممکن ادامه پیدا کرد ولی همچنان بشار اسد

 بر سر جای خود نشست.دومین قهرمانی پیاپی اسپانیا در مسابقات

 جام ملت های اروپا  از حوادث مهم ورزشی سال بود.

حمله بی رحمانه طالبان به دختری پاکستانی که قصد رفتن به مدرسه

را داشت بازتاب ها و اعتراضات زیادی را در پی داشت. جنگ چند روزه  

در غزه-حمله فرانسه به مالی-گروگانگیری خونین در الجزایر-استعفای

پاپ برای اولین بار-سفر رییس جمهور مصر به ایران برای اجلاس غیر

متعهد ها و سفر احمدی نژاد به مصر و عربستان- انتخاب فیلم ضد

ایرانی آرگو به عنوان برنده اسکار و مذاکرات ایران و 5+1 و توهین به

پیامبر اسلام در فیلمی آمریکایی از مهمترین حوادث سال رفته بود.

و چند دعای لحظه تحویل سال:

1-خدایا ظهور منجی عالم بشریت را در سال 92 مقرر بفرما.

2-خدایا انتخاباتی در پیش است خودت کمک کن منتقدان حکومت به

صورت فله ای رد صلاحیت نشوند!

3-خدایا صفحه دوم شناسنامه ما خالی است خودت آن را امسال پر

کن!

4-خدایا خودت کمک کن آقای احمدی نژاد با آقای لاریجانی آشتی کنند!

5-خدایا یارانه های ما را زیاد و تورم ما را کم کن!

6-خدایا خودت کمک کن مشکلات اقتصادی و تورم از میزان عیدی  

نکاهد!

7-خدایا مشروطی را امسال از دانشجویان دور کن!

8-خدایا تعدادی دانشجو التماس دعا دارند برای ارشد خودت همه را

قبول کن البته دولتیا-آزاد خودشون میتونن قبول شن!!

9-خدایا خودت شاهدی ایران و آمریکا 34 ساله همه دنیا رو با

مذاکراتشون سرکار گذاشتن خودت کمک کن امسال با هم مذاکره

کنند!

10-خدایا ما رو ببر جام جهانی!

11-خدایا به تمام مسلمانان عمر با عزت و سلامتی عطا کن.


 
 
چقدر غریبی رو زمین!
نویسنده : صدرا - ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۸
 

روزی به جستجوی خدا رفتم، ابتدا از خود شروع کردم اما خدایی ندیدم!

گفتم مسجد خانه اوست در آنجا او را میابم ولی با در بسته مواجه

شدم در حالی که تنها 30 دقیقه از اذان گذشته بود.

ناامید نشدم و به بازار رفتم تا شاید آنجا پیدایش کنم اما در میان

کسانی که مشغول کاسبی بودند افرادی را دیدم که کم فروشی می

کردند و به حرام و حلال کاری نداشتند، نه آنجا هم خدا نبود.

با خودم فکر کردم در میان این همه مردم شهر خدا را میابم اتفاقاً در

تاکسی که نشسته بودم مردی از خدا می گفت و ظاهراً از شهرستان

آمده بود برای عزاداری گفتم خدا را یافتم اما وقتی از ماشین پیاده

شدیم به من گفت:دوست دختر نداری که شب ببریش خونه؟!!

به بالا و پایین و وسط شهر رفتم اما خدایی نبود انگار آب شده بود،همه

درگیر کارهای روزمره و پول بودند و کسی به فکر خدا نبود.

در نوشته های روزنامه ها دنبال خدا گشتم اما همه مطالب مربوط به

انتخابات و دعوای رییسان بود.

به راهپیمایی 22 بهمن رفتم و گفتم در آنجا یافتن پروردگار حتمی است

ولی در آنجا پرچم های کاغذی ایران با نشان الله و الله اکبر را دیدم که

زیر دست و پا لگد میشد!!

گفتم به میان روحانیون میروم و خدا را جستجو می کنم اما روحانیونی

را دیدم که به دنبال سیاست رفته بودند و دیگر کاری با دین مردم

نداشتند.

در میان سیاستمداران به جستجو پرداختم اما آنها را دور از مردم

دیدم آنها پست و مقام ها را دو دستی چسبیده بودند! و خدا یافت نشد.

شب به هیئت رفتم و خوشحال شدم که خدا را در اینجا حتماً پیدا می

کنم و تا ساعاتی از شب حسین حسین گفتیم و اشک ریختیم و صبح

که شد همه خواب ماندیم و نمازها قضا شد!!!

فردا شب خسته و بی حوصله به سمت خانه می رفتم که صدای گریه

کودکی را در خرابه پشت خانه شنیدم و یافتم،آنجا بود که خدا را در

چشمان دخترک فقیر گرسنه دیدم...

خداوند بر غربت خودش می گریست.........................................