!یه حرفی مونده رو دلم

 
روز جهانی زن 6
نویسنده : صدرا - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٦
 

ششمین مطلب ویژه روز جهانی زن رو مهاجر زمان گرامی برای ما

نوشتند، مهاجر زمان گرامی همیشه در پست های ویژه این وبلاگ به

بنده لطف داشته و با خلاقیت خودشون و مطلب جذابشون به من کمک

کردند که ازشون ممنونم، همچنین امروز یکی دیگر از مصاحبه با

دوستان رو هم میذارم.

این مطلب خانم مهاجر زمان عزیز:

 

×کلید را که می چرخانم و در که باز می شود برگه ای از لای در

میافتد! بازم تبلیغ! فراخوانه یه سمیناره! هوم . . . کنفرانس زن،

معماری و شهر:

شهر و بنا در طول تاریخ بشری بستری مناسب برای تجسم بخشی به

باورهای انسانی بوده است؛ از طرفی، تکثر‌گرایی و اجتناب از

تبعیض ‌های اجتماعی، جنسیتی، سنی، نژادی و غیره، در تمامی

جوامع معتقد به نظام های مردم سالار عصر حاضر از جمله مهمترین

باورها و رویکردها به حساب می ‌آید.

از دیربار به علت حضور مردان در عرصه شهرسازی توجهی

به فضاهای مورد نیاز زنان نشده است و حال که مشارکت زنان

در اجتماع به وضوح قابل لمس است، نیاز به تغییرات در فضای

شهری احساس می شود که با برطرف نمودن آن می توان

فعالیت های زنان را بهبود بخشید.

 

× خسته ام . . .  تبلیغ رو روی میز نهار خوری رها می کنم و روی

مبل لم میدم و مجله ای که تازه خریدمو دست میگیرم:

مردسالاری (mencracy) عنوان یک مفهوم دربرگیرنده قدرت و حاکمیت

فراوان مردها نسبت به زن‌ها می ‌باشد. مردسالاری، عبارت است از

نظام و ساختاری که در آن مردان به ‌وسیله نهادهای اجتماعی، سیاسی

و اقتصادی ِ خود، زنان را زیر سلطه قرار می ‌دهند. اگر چه میزان قدرت و

نفوذ مردان نسبت به زنان در جوامع مختلف، متفاوت است، با این حال

در تمام جوامع مردسالار، مردان سهم بیشتری از مزایای

اجتماعی همچون قدرت، ثروت و احترام دارند. تداوم قدرت نظام

مردسالاری ناشی از دسترسی بیشتر مردان به مزایای ساختارهای

قدرت در درون و بیرون از خانواده و همچنین واسطه تقسیم کردن این

مزایای اجتماعی در جامعه است.

 

× دوباره چند صفحه ای مجله رو ورق میزنم که این مطلب

توجهم رو جلب می کنه:

یکی از مسائلی که اخیرا مورد توجه زبان‌ شناسان قرار گرفته، استفاده

از زبان به روش ‌های گوناگون بین زن و مرد است. این اندیشمندان از خود

می ‌پرسند آیا در تعامل‌ های گفتاری زنان و مردان هر کدام روش خاص

خود را دارند؟ آیا زبان در ارتباط با 2 جنس مختلف، کارکردهای متفاوت پیدا

می کند؟ و سوال اساسی ‌تر این‌ که این گوناگونی زبان منتج از چه

شرایطی است؟

تحقیقات علمی نشان داده است: مردها و زن ‌ها به روش ‌های کاملا

متفاوتی با یکدیگر ارتباط برقرار می ‌کنند، چرا که مغز، اندام اصلی

احساسی و اداره ‌کننده حیات در زنان و مردان از ساختارهای کاملا

متفاوت تشکیل شده است.

این مساله می ‌تواند اثری عمیق بر شیوه برقراری ارتباط داشته

باشد. به عنوان مثال، دانشمندان معتقدند از آنجا که در مردان تعداد

فیبرهایی که دو نیمه مغز را به یکدیگر مرتبط می ‌سازد، در مقایسه با

زنان کمتر است.

با توجه به همه این مسائل به تازگی دانشمندان به این نتیجه

رسیده اند که دستور زبان فعلی تمامی کشورها به گونه ای

مردانه است و باید تغییراتی برای رفاه حال زنان و ابراز

احساستشان در آن ایجاد شود.

× صدای پیام های پیاپی وایبر که تازه به وای فای خونه وصل

شده و داره میاد، وادارم میکنه که گوشیمو از کیفم دربیارم و

نگاهی بهش بندازم:

هه چقد جوک:

- افسره توی امتحان رانندگی به دختره میگه ماشینو روشن کن برو

عقب! دختره هم ماشین رو روشن میکنه میره صندلی عقب میشینه!

میگن افسره درجا از خنده سکته میکنه! = ))))

- مورد داشتیم دختره رفته تو صف نونوایی، شاطر بهش گفته کسی

جلوتر از شما هست؟دختره گفته نه! من بچه اولم ولی الان میخوام

درسمو ادامه بدم! میگن شاطره رو خودش کنجد پاشیده و پریده تو

تنور! : ))))))

- وسعت دید خانمها: دیدن یک تار موی شرابی روی کت شوهر! ندیدن

تیر چراغ برق موقع رانندگی! : ))

و . . .

× پیام ها رو که میخونم با اینکه یک دخترم خنده ام میگیره اما

پسِ ذهنم به این فکر میکنم که دستور زبانی که برای ساخته

شدنش تنها از زاویه دید یک جنس دیده شده،- با توجه به تفاوت

دو جنس در نوع نگرش و رفتار- قطعن کج فهمی جنس دیگر رو

به همراه داره! با خودم تصمیم میگیرم که این پیامها رو برای

کسی دیگه نفرستم، شاید این حداقل کاریه که میتونم برای

احترام به خودم و هم جنسام انجام بدم!

بیایید باور کنیم . . .

زنان اندیشه ای نه برتر، بلکه هم ردیف ولی متفاوت از مردان دارند!

و سعی کنیم . . .

تفاوت ها را بشناسیم و نوع سومی از زندگی را برگزینیم! نگاه سومی

برای راحتی بیشتر زنان و مردان و نگاهی نو- نگاهی نه صرفن مردانه و

نه حتا صرفن زنانه - برای درک متقابلِ هم، برای کاستن از درگیری هایِ

ساده اما تلخِ گفتاریِ جنسیتیِ امروزی!

 

ممنونم مهاجر زمان گرامی از این مطلب فوق العاده و دغدغه مندتون،

من برای شما دست می زنم تشویق

و اما مصاحبه اول با خانم رشید:

1- شما اول اگر مایل باشین خودتونو معرفی کنید؟

خانم رشید: زینب رشید هستم کارشناس ارشد مشاوره خانواده که

گرچه به رشته ام علاقه زیادی دارم و داشتم، ولی همیشه به خلاقیتم

در خلق اجسام افتخار می کنم.

شایدم بهتر باشه بگم در خلق ساخته های کاملاً عینی، ملموس و

خارجیلبخند

2- شما به نظر خودتون یه دختر موفق هستین؟

خانم رشید: آره واقعاً

3- این احساس چگونه به دست آمده؟ شما پشتکار خوبی داشتین یا

اعتماد به نفس یا شانس و ...؟

خانم رشید: شانس که نه. فکر نمی کنم شانس تاثیر چندانی تو زندگی

داشته باشه تا خواست فرد نباشه و شانس به نظرم یعنی

موقعیت هایی که تو زندگی همه پیش میاد اما استفاده کردن ازش

مهمه. پشتکارمم نمی تونم بگم چون شاید متاسفانه پشتکار زیادی

ندارم. میگم شاید، چون بالاخره این یکی از ویژگی های منه و اگر

اینطور نباشم ممکنه شخصیت دیگه ای داشته باشم که به اندازه الآن

خودمو راضی نکنه.اما اعتماد به نفس، اعتماد به نفس چیزی بود که من

نداشتم و چیزیه که الآن دارم و به خاطر اونه که بیشتر احساس رضایت

از خودم دارم اینکه اونو چجوری به دست آوردمو مدیون دوستی هستم

که هیچ کجا تنهام نذاشت شاید متحمل سختی های زیادی شد تا

تونست منو  به خودم معرفی کنه و اون اعتماد به نفسه رو تو من شکل

بده البته بگم قبلشم اعتماد به نفس داشتم ولی تو چیزای مقطعی

مثلاً درسم یا چیزای مشخصی که روزی تموم شدن.

4- قبول دارید دختران ایرانی از کمبود اعتماد به نفس کافی رنج

می برند؟

خانم رشید: قبول دارم ولی همشون رنج نمی برن و این مشخصا هم

مربوط به ایران یا ایرانی بودن نیست.

5- یعنی زنان کشورهای دیگر هم چنین مشکلاتی دارند؟

خانم رشید: من اینطور برداشت می کنم، چون کلیپایی دیدم که مربوط

به جهان غرب یا به قولی جهان اول بود که سعی داشت این مشکل زنان

 رو حل کنه و با افرادی که خارج از ایران هستند هم که صحبت کردم این

مساله رو تو کشور خودشون شایع می دونستند.

6- پس این یه جورایی جزء خصوصیات زن هاست؟

  خانم رشید: اینکه اعتماد به نفس پایین داشته باشند خصوصیت

انتسابی نیست یه چیز اکتسابیه فقط مشکل اینجاست که خودشون

نمی دونند با بالا بردن این اعتماد به نفس به طور صحیح چقدر زندگی

لذت بخش تری برای خودشون خواهند داشت و چقدر برای جامعه

مفیدتر خواهند بود.

7- به نظرتون مادران و پدران با یه تربیت مناسب می توانند از همان

کودکی اعتماد به نفس به فرزندان بدهند؟

خانم رشید: به نظرم می تونند ولی نمی تونم بگم چطور چون هیچوقت

تو شرایط مادری نبودم و می دونم سخت تر از اونیه که با حرف بشه

گفت فقط در حد حرف می تونم بگم که باید بهشون اطمینان کنند تا

جایی که بهشون آسیب نرسه و بهشون این اطمینانو بدن که می تونند.

یه جمله ای تو یه فیلمی بود به یه مرد معلول می گفتند تو نمی تونی

فلان کارارو بکنی و اون با عصبانیت جواب می داد به من نگو چیکار

نمی تونم بکنم!

8- قبول دارید رفتار پدر با مادر خیلی در آینده زندگی یه دختر تاثیر داره

چون یه دختر خیلی مواقع دوس داره مثل مادرش بشه؟

خانم رشید: قبول دارم  که رفتار والدین با هم دیگه در زندگی فرزندانشون

به طور کلی نقش داره اما قبول ندارم که یه دختر خیلی مواقع دوس داره

مثل مادرش بشه و همینطوری پسر مثل پدرش فکر می کنم بچه ها

بیشتر سعی می کنند ضف های والد جنس موافقشونو نداشته باشند

البته این فقط یه فکره و به نظرم اون چیزی که فروید به اسم عقیده

ادیپ و الکترا ازش نام می بره.

9- نه منظورم اینه که یه دختر خیلی به زندگی مادرش نگاه می کنه اگه

 آن مادر ضعیف باشه شاید آن دختر هم خیلی آسیب پذیر بشه؟

خانم رشید: این شاید تو جملتون خیلی چیزا رو تغییر میده، فکر

می کنم خیلی به انتخاب فرد بستگی داره صحبتی که شما

می فرمایید بر می گرده به یادگیری مشاهده ای ولی بحث اختیار که

 در علم مدرن تو نظریه گلاسر به نام انتخاب ازش یاد میشه بهش

 توجهی نمیشه من هزاران نفر رو می بینم که رفتارهای مختلفی دارند

 و یاد می گیرم شبیه اونا باشم ولی این انتخاب منه که تعیین می کنه

 شبیه کدومشون باشم.

10- حالا به نظرتون مردان ایرانی در جامعه و خانه به طور کلی رفتار

مناسبی با زنان دارند؟

خانم رشید: نمی تونم بگم مردای کجایی واقعاً این یه اخلاقه و مرزای

زمینی نمی تونه براش محدوده ای مشخص کنه و رفتار مناسب یا

نامناسب تو هر جامعه ای بر اساس فرهنگ خودش تعیین و تعریف

میشه اما اینکه اگر به کسی ظلمی بشه تو بیشتر مواقع خودش 

مقصره نه به خاطر اینکه آشوبی به پا کرده، اصلاً! به خاطر اینکه زیر بار 

ظلم رفته و این همون چیزیه که من میگم یه زن به خاطرش ممکنه از 

اعتماد به نفس پایینش رنج نبره بعضیا انتخاب می کنند که اینطوری

زندگی کنند و در غیر اینصورته که رنج می برند!  

11- قبول دارید زنان در گذشته زیر بار زور می رفتند و کمتر اعتراض

می کردند اما امروزه دختران شجاع تر شده اند؟

خانم رشید: قبول دارم که زنان اون موقع کمتر باور داشتند که زیر بار

ظلم هستند و الآن مولفه های بیشتری رو به عنوان مشخصه های

زورگویی محسوب می کنند.

12- چگونه چنین پیشرفتی حاصل شده؟

خانم رشید: شاید با شناخت بیشتر آدما از محیطشون، میگم که تو

هر فرهنگی یه چیزی ظلم محسوب میشه و با افزایش ارتباط مردم

با آدمایی از فرهنگای دیگه چیزی که در جامعه اونا ظلم محسوب

می شده به فرهنگ ما هم راه پیدا کرده در واقع طرز تفکر افراد

تغییر کرده.

13- شما یه بحثی رو داشتین درباره طیف زنانگی و مردانگی، آیا

در پیشرفت زنان در کشورهای مختلف تفاوت ها در نظر گرفته شده؟

خانم رشید: نمی دونم تو کشورای مختلف چجوریه حتی تو کشور

خودمم درست نمی تونم بگم چجوریه مثلاً یکی می گفت ازدواج کردم

رفتم گرگان من همه اش تو زمین کار می کردم شوهرم همیشه تو

خونه بود همه مردای اونجا اینطور بودن، کشاورزی می کرد خانومه یه جا

دیگه هست زن حق نداره از خونه بیرون بیاد یه جام مثل تهران همه از

فرهنگ همدیگه در عجبن! اما فکر می کنم بیشتر از اینکه به طیف

زنانگی و مردانگی توجه بشه و البته ویژگی های فردی توی این طیف به

مسئله فرهنگ جامعه توجه میشه و نقش فرد اعم از زن یا مرد بستگی

به خواست متاثر از فرهنگ حاکم بر جامعه داره.

14- خانم رشید شما یه بار فرمودین مدتی سعی کردین خودتونو مثل یه

مرد کنید تا رفتارهای آنها رو درک کنید، درسته؟

خانم رشید: بله قبلاً عرض کرده بودم

15- خب چه تجربه ای کسب کردین؟ چه شناختی از مردان پیدا کردین؟

خانم رشید: البته از هر نظر نه فقط سعی کردم نگاهمو به جنس زن

تعییر بدم، شناخت که نمیشه بهش گفت ولی به این نتیجه رسیدم که

هر کسی باید تو جای خود و به جای خودش باشه. نگاه کردن با عینک

دیگران آسیب زنندس.

16- چرا آسیب زنندس؟ خب به چه درکی از از رفتار مردان رسیدین؟

خانم رشید: من اصلاً نمی تونم بگم من واقعاً به نگاه مردا رسیدم این

تصور من بود از تعاریفی که شنیده بودم و سعی کردم طوری بشم که

درباره نگاهشون نسبت به جنس زن داشتند. البته نه هر مردی!

آسیب زنندس چون من هیچوقت تجربه ها و حسای یه فرد دیگه رو

نداشتم و ندارم چه برسه به جنسیت دیگه با سیستم فیزیکی خاص و

متفاوتش. نگاه کردن به دنیا با عینک یه آدم دیگه یعنی پا گذاشتن

ناگهانی تو یه زندگی ناشناخته و شروع به دنیای جدید با ناشناخته های

فراوان تر از قبل.

17- شما از اینکه یه دختر هستین خوشحالید؟

خانم رشید: آره واقعاً چون خودمو با تمام ویژگیام دوس دارم که مسلماً

بخشیش به جنسیتم بر می گرده ولی می دونم اگر یه پسر بودم هم

خوشحال بودم چون علت خوشحالی من چیزی فراتر از جنسیتمه علت

خوشحالیم اینه که موجودی هستم که برای خودم شناخته شدم و

پذیرفتم خودمو حس خوبی دارم از بودنم هر طور که هستم البته اینو بگم

که سوء تفاهم نشه اینطور نیست که من از همه دنیا راضی باشمو همه

چی به نظرم خوبو و به قولی گل و بلبل باشه اصلاً من دارم تو این جوابا

در مورد خودم حرف می زنم و سبک زندگیم تو شرایط موجود بقیه هر

طور که هستند شاید تلاش کنم خودشونو بشناسند و قبول کنند ولی تا

جایی که تاثیر منفی رو زندگی من نذارند من کاملاً میپذیرمشون تاکید

می کنم تا جایی که آسیبی بهم نرسونند.

18- و از بودن در ایران؟

خانم رشید: خیلی پیچیده شد! من از ایران بدم نمیاد دوستشم دارم

ولی تا زمانی که اینجا هستم به خاطر وجود جو منفی جامعه ای که

بهش حس تعلق دارم اذیت میشم.

19- جو منفی؟

خانم رشید: رخوت و اینکه خیلیا فکر می کنند تلاششون به هیچ

سرانجامی نمیرسه، این یه جو فکری حاکم شده متاسفانه

20- واقعاً نمی رسه؟

خانم رشید: من نظرم این نیست ولی مردم جامعه من به این

رسیدنو خیلیشون و هر روز این فکرو بیشتر شایع می کنند و

باعث رخوت بقیه هم میشن.

21- همجنس های شما بیشتر از چه چیز ایران ناراضیند؟

خانم رشید: راستش زیاد نمی دونم فکر کنم خودشونم زیاد

نمی دونند! چون احساس می کنم نارضایتیشون عمیق تر و

معنادارتر از روسری اجباری یا حقوق و گردش و تفریح و اینجور

چیزا باشه اینکه میگم افکار منفی تو جامعه من شایع میشه این

مثبت ترین نمونشهکه شاید در ظاهر چیز دیگه ای رو نشون بده

ولی در بطنش حس منفی رو منتقل می کنه. شاید به خاطر

اینکه مردم جامعه من و حتی خود من بیشتر سبک افسوس

خوردنو انتخاب کردن تا نگاه کردن به جنبه های مثبتش.

22- چند تا از جنبه های مثبت ایران رو میگین؟

خانم رشید: ایران واقعاً آدمای مقاومی داره آدمایی که اگه بخوان و

باور کنند می توانند به هر چیزی برسند آدمایی که میشه از جوگیر

بودنشون استفاده مثبت کنند چون خیلی جوگیرند! آدماس غالباً

خونگرمی که با خیلی فرهنگ ها می جوشند ایران برای من یه ملته

ساکن در یه سرزمینه نه یه سزمین که آدمایی توش به وجود میان و

به خاک سپرده میشن مردم ایران واقعاً آدمای باهوشیند اگر خودشون

خودشونو تحقیر نکنند و باور داشته باشند.لبخند

23- چرا مردم ایران اینقدر دوس دارند خودشونو تحقیر کنند؟

خانم رشید: چون منفی گرایی بخشی از وجودشون شده. حرفمو

اصلاح می کنم، منفی گرایی توی ناخودآگاهشون به میزان زیادی جا

گرفته.

24- اشکال از خود مردمه؟

خانم رشید: اشکال نمیشه بهش گفت، ویژگی. چیزی تو مایه های

درماندگی آموخته شدس که از یه عده ای به جمع کثیری اشاعه

پیدا کرده.

25- راه حلی هم داره؟ خانم ها می توانند نقش ویژه ای ایفا کنند؟

خانم رشید: فکر می کنم هر کسی خودشو بشناسه و تو جایگاه

خودش قرار بگیره چون موفقیتاشو می بینه روز به روز امیدوارتر و با

انرژی تر میشه تفکرش نسبت به زندگی مثبت تر. من اصلاً نمیگم

جوامع دیگه این مسئله رو ندارند فقط از زندگی بین افرادی که

بیشتر روم تاثیر میذارن و به دنبال تفکر منفیشون آسیب بیشتری به

من می رسه می خوام دور باشم وگرنه به قولی آسمون هر جایی

همین رنگه.

26- چرا وقتی همین مردم میرن کشورهای دیگه منفی گرایی رو کنار

میذارن؟

خانم رشید: همه؟

27- نه صرفاً همه؟

خانم رشید: به نظرم یکی از دلایلش همون بحث جوگیر بودن ما ایرانیاس

ما از لحاظ جغرافیایی هم چهار فصلیم و توی هر شرایطی خودمونو

تطبیق میدیم! البته بازم هممون اینطور نیستیم ولی تعداد کثیری

همینطورند.

28- شما حاضر هستین به همجنساتون کمک کنید تا منفی گرایی رو

کنار بذارند؟

خانم رشید: صادقانه بگم تا یه زمانی مشتاق بودم یکی از اهداف اصلی

زندگیم بود تا اینکه رسیدم به اینکه آدمای اطراف من خودشون می خوان

که اینطور باشند و تا وقتی خودشون نخوان و تلاش نکنند خواست و

تلاش من نه تنها بیهودست که به خودمم آسیب می زنه و خود من

میشم یه فرد آسیب زننده دیگه!

29- چرا مقاومت می کنند؟

خانم رشید: شاید عبارت جالبی نباشه ولی بهترین مثل برای این

مقاومت اینه که ترک عادت موجب مرض است! چیزی که خودمم

درگیرش بودم تا تونستم به مرحله ای که الآن توشم برسم.

30- حالا شما یه نصیحتی واسه همجنسان خود دارید؟

خانم رشید: من کلاً نصیحتی ندارم برای هیچکس فقط یه جمله خبری

میگم زندگی قشنگتر از اون چیزیه که خیلی از ما تجربه اش کردیم.لبخند

31- دم شما گرم، من لذت بردم از صحبت هاتونلبخند

خانم رشید: ممنون، همیشه مصاحبه ها رو که می خوندم فکر

می کردم چقدر این جمله کلیشه ایه که منم لذت بردم! ولی حالا

می بینم واقعاً برام خوشایند بود خیلی وقتا آدم تو حرفای خودش به

چیزای جدیدی می رسه یا چیزایی رو به خودش یادآوری می کنه که

لذت بخش و خوشاینده. واقعاً خوشحال شدم مخصوصاً از اینکه می دونم

چیم و چی می خوام و این توی این صحبت هایی که داشتیم بیشتر

بهم ثابت شدلبخندلبخند