!یه حرفی مونده رو دلم

 
جشن جهانی نوروز 1
نویسنده : صدرا - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٦
 

سلام دوستان عزیز و بزرگوار، بر این روزگار حکایت دگری گذشت و بر ما

سالی دگر تا باز هم نوروز و تازه شدن دوباره را تجربه کنیم.

فرا رسیدن سال نو را پیشاپیش به شما تبریک میگم و از شما دعوت

می کنم در این چند روز پایان سال با وبلاگ یه حرفی مونده رو دلم!

همراه باشید تا مطالب و مصاحبه های شاد رو در اختیار شما عزیزان

بگذارم و حوادث مهم سپری شده در سال را با هم مرور کنیم.

اما امروز آخرین سه شنبه سال یا به قولی چهارشنبه سوری است که

به همین مناسبت دوست خوب و بزرگوار سر کار خانم زهرا بهنام لطف

کردند مطلبی را درباره تاریخچه چهارشنبه سوری در شاهنامه برای ما

فرستادند:

تاریخچه چهارشنبه سوری در شاهنامه .سور به معنی جشن و

مهمانی میباشد براساس سوده ای حکیم فرزانه فردوسی سیاوش

فرزند کاووس شاه در هفت سالگی مادر را از دست میدهد.  کیکاووس

زنی دیگر که جوان و بسیار زیبا روی بوده بر میگزیند. سوادبه  عاشق

سیاوش میشود و نیرنگها میکند. کاووس شاه بر هردو بدگمان میگردد

برای بی گناهی آنها عبور  از آتش را چاره کار میکند .سودابه با نیرنگ از

این کار سرباز میزند و سیاوش به پدر میگوید که پاک دامن است و از

راهرو آتش عبور خواهد کرد.کوهی از اتش در بیرون شهر بر فروزند و

مردمان نگران و گریان نظاره میکنند سیاوش به تندرستی و چابکی به

همراه اسب سیاهش از آتش عبور کرده و تندرست بیرون می آید.زان

پس به یاد عبور سرفرازانه سیاوش از آتش و پاکی او همواره ایرانیان

واپسین شبانه بهرام شید سه شنبه را با پریدن از روی آتش جشن

میگیرند.

شکرخند

جنازه ای را بر راهی می بردند. درویشی با پسر بر سر راه ایستاده

بودند، پسر از پدر پرسید که بابا در اینجا چیست؟ گفت: آدمی. گفت:

کجایش می برند؟ گفت: به جایی که نه خوردنی باشد و نه پوشیدنی و

نه نان و نه هیزم و نه زر و نه سیم و نه بوریا و نه گلیم! گفت: بابا مگر به

خانه ما می برندش؟! نیشخند

عبید زاکانی

مروری بر چند اتفاق مهم سال

در این چند روز ان شاء الله هر روز چند تا از حوادث مهم سال را مرور

خواهیم کرد.

اسیدپاشی اصفهان: تلخ ترین و غم انگیزترین اتفاق سال بدون شک

حادثه اسیدپاشی اصفهان بود که در آن حداقل 4 دختر و زن جوان قربانی

شدند و متاسفانه حادثه زمانی تلخ تر شد که پلیس برای دستگیری

اسیدپاشان یا کار خاصی نکرد یا برای اینکه با افراد خاصی درگیر نشود

بیخیال ماجرا شد!

پایان کار ضرغامی: در سال 93 بالاخره عزت الله ضرغامی بعد از یک دوره

ده ساله جایش را به محمد سرافراز داد البته خیلیا معتقدند با این

جابجایی ها در خط مشی صدا و سیما تغییر خاصی رخ نمی دهد اما به

هر حال قیافه ضرغامی آنقدر تکراری شده بود که مردم نیاز به یه تنوع

داشتند!

طوفان بزرگ تهران: در سالی که گذشت پایتخت ایران شاهد یه اتفاق

بی سابقه بود و آن هم طوفان وحشتناک 12 خرداد  بود که نه تنها مردم

بلکه مسئولان را نیز غافلگیر کرد! و متاسفانه دست کم 5 نفر نیز جان

خود را از دست دادند.

جنگ غزه: در حالی که همه مردم در حال لذت بردن از بازی های فوتبال

جام جهانی بودند باز هم اسرائیل به غزه حمله کرد و شاهد صحنه های

تلخی بودیم و بیش از 2000 فلسطینی و 64 صهیونیست جان خود را از

دست دادند.

مصاحبه

و اما مصاحبه اول بنده با سرکار خانم زهرا بهنام:

1- عید رو در یک جمله توصیف می کنید؟

خانم بهنام: عید برای من یادآور خاطرات بچگی است، عید دیدنی ها

عیدی گرفتن ها که زیادم نمی دادند! ولی اون ذوف لباس نو خریدن و

حالا که بزرگ شدم عاشق سبزه درست کردن. عید یعنی سبزه و نو

شدن.

2- بهترین و بدترین خاطره شما از نوروز؟

خانم بهنام: بهترین که 7 عید سالگرد ازدواجمه که خیلی دوسش دارم.

هر چی فکر می کنم فعلاً بدترین یادم نمیاد، یادم اومد بهتون میگم.

3- نوروز تو شهر شما آیین های خاصی داره؟

خانم بهنام: شمالی ها بیشتر سیزده بدر میرن جایی که آب باشه بعد

بعد 7 تا سنگ بر می دارن بعد برای هر کدوم از سنگ ها که پرت کنند

آرزو می کنند و پرتش می کنند. مثلاً آرزوشونو به آب روون میگن که

برآورده بشه که خیلی جالبه.

4- شما با چی زمستونو سر می کنید؟!

خانم بهنام: منظورتونو متوجه نشدم

5- فرهاد میگه تو شعرش با اینا زمستونو سر می کنم! نیشخند

خانم بهنام: آره اتفاقاً یاد اون شعر افتادم، من با تخمه زیاد و لبو و آجیل.

6- شما عیدی میدین یا عیدی میگیرین؟

خانم بهنام: قبلاً بیشتر می گرفتم ولی حالا عیدی میدم اونم زیاد

تعداد بچه ها و اقوام زیاد شده.

7- عیدی گرفتن شیرین تره یا عیدی دادن؟

خانم بهنام: هر دو

8- بیشترین مبلغ عیدی که گرفتین چقدر بوده؟

 خانم بهنام: یادم نیست ولی من از عیدی هایی که یادگاری باشن

بیشتر خوشم میاد مثل کتاب یا قابی که توش یه جمله قشنگ نوشته

باشه که هر وقت می بینم یادش بیفتم.

 9- بهترین و بدترین خاطره سال 93؟

خانم بهنام: آخرای تابستان امسال من یه چک 2 میلیونی گم کردم که تا

الآنم پیدا نشده و شرکت محترم همسر هم فعلاً نداده.

بهترین هم ازدواج یکی از اقواممون که خیلی عروسیش خاطره انگیز شد

10- بهترین و بدترین خبر سال 93؟

خانم بهنام: بدترین به نظر من اسید پاشیدن به دخترای اصفهان و

خشکسالی و ریزگردهای فراوان اکثر شهرها بوده.

خبر خوبم همین جایزه بردن خانم میرزاخانی و توافق ژنو بوده که

امیدوارم کامل برداشته بشه این تحریم ها.

11- مرد و زن سال 93؟

خانم بهنام: زن که خانم میرزاخانی که برنده جایزه ریاضی در جهان

شدند.

مردشو میشه کمک کنید؟ چند تا کاندید بگین.

12- خب من نظر شخصیمو بگم؟

خانم بهنام: بله اشکال نداره

13- مرتضی پاشایی

خانم بهنام: آره یادم نبود، طفلکی چقدر جاش خالیه

14- شما می تونی یه جوک واسه ما تعریف کنی؟

خانم بهنام: مورد داشتیم خانومه اسم شوهرش اکبر بوده یه چند روزی

با هم قهر بودند تو این مدت خانمه سر نماز به جای الله اکبر می گفته

الله. بعضیا میگن فرشته ها از شدت خنده غش کردن و دو هفته است

نمی تونند گناه و ثواب آدما رو ثبت کنند.

15- آرزوی شما برای سال جدید؟

خانم بهنام: اول همگانی و جهانیشو میگم بعد شخصی، صلح و آرامش

در سراسر جهان. یه دنیای بدون جنگ

برای خودم و دوستان هم بازم عمومیه اینکه شرایط اقتصادی و اجتماعی

مردم نسبت به سال پیش خیلی بهتر بشه و همه در خوشی و خوبی

زندگی کنند.

آخه دوس دارم همه به خوبی زندگی کنند و حالا آرزوی شخصی خودم

اینه که بتونم کلاس خیاطی که می خوام ثبت نام کنم عالی کارمو انجام

بدم و موفق باشم.

16- این ها رو در یک کلمه توصیف می کنید؟

لحظه تحویل سال: رفتن به سمت آینده نامعلوم که امیدوارم خوب شروع

بشه.

سیزده بدر: سبزه گره زدن

سال 93: یه ذره بد بود و استرس زا زیاد خوب نبود، هم آسمونی هم

زمینی

گیلان: همیشه سبزه زار و استان باران های نقره ای و زیبا و دوست

داشتنی.

صدرا!: واالله من تازه با شما آشنا شدم البته قبلش تو گروه آشنا شده

بودم، یه آدم تحصیلکرده و روشنفکر. مودب و شوخ طبع و مدافع حقوق

زنان

و زهرا بهنام: بله؟ خوشبختم شما

نیشخند

اینو بیشتر دوستان باید بگن ولی خودم اگه بخوام خودمو توصیف کنم یه

ذره عجول و بدون فکر کار کردن، رویاپرداز حرفه ای. صبور و شاد و شنگول