!یه حرفی مونده رو دلم

 
درد ما این است...
نویسنده : صدرا - ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٦
 

سلام و تشکر از تمام بزرگوارانی که به وبلاگ می آیند و گاهی هم

نظری می دهند و در نظرسنجی شرکت می کنند.در نظرسنجی

قبل  51 درصد افراد از سال 1390 راضی نبودند و بقیه عزیزان سال

90 براشون خوب بوده که امیدوارم پایان سال 91 همه خوشحال

باشند. اما امروز شهادت دختر پیامبر گرامی اسلام است که به تمام

دوستداران آن حضرت تسلیت میگم و پست امروز درباره این بانوی

بزرگوار است:

ایشان در سال 5 پس از بعثت در روز 20 جمادی الثانی در مکه به

دنیا آمد، نام مبارک او فاطمه (س) و برای او القابی چون زهرا-طاهره

و ریحانه و کنیه هایی چون ام الحسن، ام الائمه و ام ابیها به معنی

مادر پدر و ... ذکر شده است. فاطمه در لغت به معنی بریده شده

است که پیغمبر می فرماید:فاطمه و شیعیانش از آتش دوزخ بریده

اند و به آنجا نمی روند. فاطمه چه در خانه پدر و چه پس از وفات

خدیجه(س) غمخوار پدر و مایه آرامش بود. حضرت محمد فرمود:

بهترین زنان جهان 4 نفر هستند: مریم مادر عیسی آسیه همسر

فرعون، خدیجه و فاطمه.

با تولد این دختر، پیامبر حالا 4 فرزند دختر دارد و دو فرزند پسر او در

کودکی از دنیا رفته اند، سخن دشمن این است: محمد ابتر شده

است چون پسر ندارد وحی بر پیامبر نازل می شود: به تو کوثر عطا

کردیم ای محمد(ص) پس برای پروردگارت نماز بگذار و شتر قربانی

کن همانا دشمن کینه توز تو ابتر است.

رسول خدا به مردم می گوید: ( شما موظف هستید به دختران

همچون پسران احترام بگذارید و با آنها تندخویی نکنید!)  فاطمه

خردسال چیزهایی را می بیند که هضمش برای یک کودک سنگین

است،مردم بی منطق به سلاح همیشگی پناه آورده اند: دشنام،

آزار و شکنجه.

اخبار به خانه خدیجه می رسد دیروز ابولهب چنین گفت، بلال را

شکنجه کردند به عمار آسیب رساندند دوره های سخت آزمایش

پشت سر هم فرا می رسد و ایمانی استوار می طلبد و فاطمه

همراه پدر و مادر این روزها را تجربه می کند. 10 سال از اقامت پیامبر

و یارانش در مدینه گذشته که خدیجه در 73 سالگی وفات یافت و

محمد(ص)  50 ساله در سوگ او غمزده است و فاطمه نیز به سن

انتخاب شوهر رسیده است عمر و ابوبکر نزد پیامبر خدا می روند اما

حضرت رسول می فرماید: منتظر قضاء الهی هستم. عده ای از انصار

که می دانستند علی(ع) محبوب ترین مرد اسلام در چشم پیامبر

است به او می گویند: فاطمه را خواستگاری کن! کدام زن لیاقت

چنین مردی را دارد؟ فقط یک زن از وقتی به دنیا آمده تپش بی

سابقه ای در دل او بر پا کرده چهره ای که همیشه در پرده عفاف و

پاکدامنی بوده،  فاطمه را می خواهد.

نزدیک خانه پیامبر نگرانی به تردیدش می اندازد، در می کوبد. ام

سلمه در را باز می کند چهره پیامبر خوشحال است: پسر ابوطالب

را چه حاجتی است؟ اندکی حیا او را در خود می گیرد: برای فاطمه

آمده ام یا رسول الله. پیامبر می فرماید خوش آمدی آیا چیزی داری

مهر دخترم کنی؟ علی:جز شمشیر و شتر و زره چیز دیگری ندارم،

حضرت پیامبر فرمود: شمشیر برای جهاد، شتر وسیله کار توست

همان زره کافی است. در جشن عروسی پیغمبر خدا خطبه می

خواند: فاطمه به ازدواج علی در می آید با 400 مثقال نقره، شیرینی

عروسی هم خرماست.

اکنون پیامبر غمگین است چون دیگر یادگار خدیجه پیوسته در کنارش

نیست اما فاطمه و علی خوشبختند، علی در کارهای خانه هم به

همسرش کمک می کند و حالا نوبت فرزند است و اولین فرزند به

دنیا می آید و نامش را پدربزرگ می گذارد: حسن.  سال 10 هجرت

فرا می رسد تلخ ترین سال برای دختر جوان. سال وفات پدر، پیامبر

قبل مرگ در آخرین حج خود علی را جانشین خودش می کند و حالا

نوبت فتنه هاست وای بر شهر پیامبر وای بر مسلمانان وای بر

فاطمه و علی. در خانه حضرت رسول عزاداری است و بیرون خانه

عمر و ابوبکر به دنبال گرفتن بیعت برای ابوبکر! و حالا فاطمه در

صحنه اجتماع حاضر می شود و برای گرفتن حق مسلمین و حضرت

علی به خانه انصار می رود ولی آنها قبلاً با ابوبکر بیعت کرده اند و با

جواب رد خود زهرا را می رنجانند و پسر عموی پیامبر خانه نشین

می شود اما مردم می خواهند علی بیرون بیاید و تیغ بکشد اما او

اهل تفرقه انداختن نیست.

نزدیکان خلیفه اول حیا را کنار می گذارند و می خواهند به زور از

علی بیعت بگیرند. پس به در خانه می آیند با مشت و لگد به در 

می کوبند آتش به خانه فاطمه فرو می افتد و سیلی به ناموس

علی می زنند وای بر این دنیا، علی مامور بر صبر است و چه صبری

دارد این مرد! و حالا ضربه دوم را می خواهند بزنند گرفتن فدک که در

140 کیلومتری مدینه است و به امر پیامبر به فاطمه رسیده است.

حضرت فاطمه دیگر طاقت نمی آورد و از ستم و ظلمی که بر او شده

در بستر است و حالا ابوبکر و عمر به عیادت فاطمه می آیند! زهرا 

اجازه ملاقات نمی دهد ولی آنها اصرار می کنند و زهرا به درخواست

علی اجازه ورود به آنها می دهد و به آنها می گوید شما مرا به

خشم آوردید و من از شما خشنود نیستم!  و کم کم دردناکترین

لحظه برای شیر خدا فرا می رسد مرگ فاطمه، حضرت زهرا تنها

توانست 75 تا 95 روز دوری پدر را تحمل کند و حسن و حسین و

زینب و ام کلثوم در کودکی بی مادر شدند. پیکر پاک فاطمه را علی

غسل می دهد و جنازه را دفن می کند اما در کجا؟ معلوم نیست.

درد ما فقط از مرگ یک انسان نیست درد ما این است که چرا

سخنان پیامبر را نشنیده گرفتند و فاطمه را رنجاندند تا آرزوی مرگ

کند؟

درد ما این است که چرا به صورت زهرا در برابر فرزندان و شوهرش

سیلی زدند و فرزندی را که در راه داشت کشتند؟

درد ما این است که چرا به خاندان پیامبر اینقدر ظلم شد؟

درد ما این است که چرا وصیت پیامبر را نادیده گرفته و حکومت را از

علی و فدک را از زهرا گرفتند؟

درد ما این است که کودکان چه گناهی داشتند که در آن سن باید

بی مادر می شدند؟

درد ما از برادران سنی است که تاریخ را انکار می کنند و از کارهای

نامشروع 3 خلیفه دفاع می کنند و شهادت حضرت فاطمه الزهرا را

افسانه می دانند.

درد ما از وهابی ها و آل سعود است که باعث شده اند تا 4 امام

بقیع غریب باشند و سوالم این است که اگر رفتن به قبرستان گناه

است چرا حضرت زهرا سر قبر پیامبر می رفت؟

    درد بزرگتر ما این است  عزیزان....................بی مادر

                                        شدیم!