!یه حرفی مونده رو دلم

 
روز دختران
نویسنده : صدرا - ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱۱
 

16 شهریور امسال مصادف است با ولادت با سعادت حضرت فاطمه

معصومه و روز دختر. نامگذاری که بعضاً مورد انتقاد برخی از پسران قرار

می گیرد که نبودن روزی به نام پسر تبعیض است ولی من اعتقاد دارم

با نامگذاری این روز به نام روز دختر گره ای از مشکلات آنها حل نشده

است. همانطور که نامگذاری روزی به نام کارگران نفع خاصی برای آنها

نداشته است.

از آنجا که در روزهای آتی چندان فرصت حضور در نت را ندارم تصمیم

گرفتم امروز حرف های خودم را درباره دغدغه های جامعه بنویسم. در

این وبلاگ همیشه سعی شده نگاه جدی به مشکلات جنس مونث

وجود داشته باشد البته نه با فحاشی به نیمی دیگر از جامعه بلکه با

واقع بینی.

این روزها با تغییرات بسیاری که در جوامع بشری از جمله ایران به وجود

آمده نیازهای مردم نیز تغییرات بسیاری کرده است. مثلاً اگر روزی تمام

هم و غم یک دختر ازدواج و بعد از آن خانه داری بود امروزه یک دختر

علاوه بر عشق به تحصیل و اشتغال و حضور در زندگی اجتماعی نیز فکر

می کند که نیازمند سیاست های جدید دولت ها می باشد. دیگر

نمی توان به بهانه هایی چون جنس دوم بودن زنان- حجاب یا تفسیر

فلان عالم دینی آنها را از حقوق اولیه خود محروم کرد. در دنیای امروز

محروم کردن زنان تنها ظلم به آنان نیست بلکه ظلم به مردان و جامعه و

نسل آینده نیز هست.

با نگاهی به اتفاقات رخ داده می توان به جرئت گفت: ما به دخترانمان

ستم کردیم. روزی حجاب را به زور از سر آنها برداشتیم و روز دیگر

با گشت ارشاد آنها را مجبور به رعایت حجاب کردیم و هر دو راه ما

بیراهه بود. ما زلزله و سیل و سایر بلایای طبیعی را به بی عفتی

دختران ربط دادیم اما گناهان پسرانمان را ندیدیم. لغزش های جنس

مذکر را به عشوه گری های مونث ها ربط دادیم و پسرها را تبرئه کردیم.

بیایید اعتراف کنیم اشتباه کردیم آن روز که همسر خود را سرزنش

کردیم که چرا دخترزاست آن روز که از روی اعتیاد زیاد دختر خود را

فروختیم آن روز که بر روی صورت آن دختر جوان به جرم نه گفتن به ما

اسید پاشیدیم آن روز که در بالای پل عابر پیاده در یک جای خلوت به آن

دختر تجاوز کردیم. آن روز که شنیدیم قاچاق دختران زیاد شده است و

دختران برای امیال شخصی شیخ های کشورهای حاشیه خلیج فارس 

به آنجا برده می شوند کاری نکردیم روزی که دیدیم و شنیدیم دخترانی

از روی فقر مالی یا اخلاقی تن فروشی می کنند گوش های خود را

گرفتیم و گفتیم جامعه ما سالم است. بله ما اشتباه کردیم ...

دانسته یا ندانسته اعتماد به نفس را از زنان گرفتیم خنده بلند آنها را در

خیابان محکوم کردیم و همیشه از آنها خواستیم چون دختر به دنیا آمده

اند نخندند- حرف نزنند- در برابر جمع گریه نکنند و ...چون دخترند نباید

به ورزشگاه بیایند چون کمی روسری آنها عقب رفته حق شرکت در

کنسرت سالار عقیلی در برج میلاد را ندارند!!

رانندگی آنها را زیر سوال بردیم- با هر پوشش و آرایش القابی را به آنها

نسبت دادیم- بازیگران دختر را به بی عفتی محکوم کردیم در حالی که

این خود ما بودیم که آنها را مجبور کردیم در جلوی دوربین روسری را بر

سر کنند که چندان اعتقادی به آن نداشتند- صحبت از اشتغال شد

هزار دلیل و مدرک آوردیم که خانه برای شما بهتر است...

ما باعث شدیم تا دختران ما همین مفاهیم را به فرزندان خود نیز منتقل

کنند و امروز نه تنها دختران بلکه پسران ترسویی داشته باشیم که از

کار کردن و فعالیت های سخت وحشت دارند.

آنقدر آنها را ترسو کردیم که وقتی صحبت از ریاست جمهوری زنان شد

هر چه گشتیم زن قدرتمندی برای این پست پیدا نکردیم. آنها را نماینده

مجلس کردیم اما آنها حتی شجاعت نداشتند به اعتراض با یک وزیر

برخیزند و آنها شجاعت نداشتند در مجلس مطالبات هم جنس های

خود را مطرح کنند. ما خودمان هم ترسو بودیم ترسیدیم زنی را وزیر

کنیم ترسیدیم زنی را مدیر شرکت کنیم چون ما دوست نداشتیم

رییسمان یک زن باشد.

روزی کاسه داغ تر از آش شدیم و مردانمان را به تعدد زوجین و صیغه

دعوت کردیم و با فراموش کردن ازدواج دائم خانواده را کشتیم و بانوان را

محکوم کردیم که فلسفه این کار را درک نمی کنند.

بله ما اخلاق را کشتیم و باعث شدیم تا دخترانی زخم خورده به دنبال

انتقام باشند و فکر کنند اگر رفتار مردانه داشته باشند خوشبخت

خواهند شد فکر کردند اگر آنها هم در زندگی خیانت کنند قهرمان

می شوند فکر کردند اگر با چندین پسر دوست شوند و از هر کدام چند

تا شارژ ایرانسل و همراه اول بگیرند پیروز می شوند فکر کردند که با

ساختن چند وبلاگ و نسبت دادن القاب سخیف به پسران تمام

مشکلات حل خواهد شد. حتی بعضی از مدافعین زنان نیز راه را کج

رفتند فکر کردند برابر بودن زن و مرد و دختر و پسر یعنی اینکه آنها هیچ

تفاوتی ندارند و همین باعث شد با وجود اشتغال بیشتر با وجود بهبود

وضعیت همچنان دخترانی ناراضی و افسرده داشته باشیم.

افسوس خوردن برای گذشته خوب است اما نشستن و کاری نکردن

برای آینده فاجعه است پس بیایید یکبار برای همیشه به جای اینکه

چهره زیبای یک دختر را ببینیم افکار زیبای او را ببینیم یکبار برای

همیشه با احترام به زنان خود بنگریم یکبار برای همیشه شایسته

سالاری کنیم اگر احساس کردیم زنی شایسته تر است از او برای

مدیریت استفاده کنیم.

مشکلات امروز دختران ما در درجه اول احترام است و می خواهند دیده

شوند و برطرف کردن نیازهای آنها باید مطابق با خواست های آنها

باشد نه صرفاً برابری زن و مرد. افسردگی در دختران ایرانی بسیار زیاد

است باید فکری برای آن شود. وضعیت ورزش بانوان و تحرک دختران 

فاجعه است از دولت تدبیر و امید و مسئولان وزارت ورزش خواهشمندم

فکری برای آن کنند. همانطور که برای یک بازیکن فوتبال افراد خیر!

میلیاردها تومان پول خرج می کنند انتظار می رود ورزش حرفه ای زنان

نیز که از مشکل نبود اسپانسر رنج می برد بیشتر مورد توجه قرار گیرد و

از قهرمانان آنها مثل مردان حمایت شود نه اینکه حتی بترسیم نایب

قهرمانان فوتسال آسیا را به ورزشگاه آزادی راه دهیم. نه اینکه رکورد

دختر شناگر را ثبت نکنیم چون پوششی برای او تعریف نکرده بودیم.

بعضی از قوانین درباره زنان در ایران نیاز به بازنگری دارد که همت بالای

دستگاه قضایی را می طلبد.

اعتیاد در دختران رو به افزایش است خانواده ها و مسئولین اگر امروز

حرکتی به خود ندهند به زودی روزهای غم انگیز زیادی تجربه خواهیم

کرد.

ضمن تبریک این روز به تمام مسلمانان و تمام دختران ایران زمین

برای آنها روزهای بهتری را همراه با موفقیت و خوشبختی آرزومندم.

و این چند بیت شعر تقدیم به حضرت معصومه مسافر مظلوم و غریب قم

                       مرغ دلم راهی قم می شود

                       در حرم امن تو گم می شود

 

                       عمه  سادات  سلام  علیک

                       روح  عبادات  سلام  علیک

 

                       کوثر  نوری  به  کویر  قمی

                       آب حیات  دل  این  مردمی

 

                       عمه سادات بگو کیستی؟

                       فاطمه یا زینب  ثانیستی؟

 

                       از سفر کرب و بلا  آمدی؟

                       یا که به دنبال رضا آمدی؟

 

                      من چه کنم شعله داغ تو را

                      درد و  غم  شاهچراغ  تو  را

 

                   کاش شبی مست حضورم کنی

                    با  خبر  از  وقت  ظهورم  کنی