!یه حرفی مونده رو دلم

 
الهی 3 ساله شوی!
نویسنده : صدرا - ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۳
 

9 مهرماه در تقویم شما تنها این مورد ثبت شده است: روز همبستگی

 و همدردی با کودکان فلسطینی. اما در تقویم بنده این مورد هم آمده:

سالروز آغاز به کار وبلاگ یه حرفی مونده رو دلم! در 9 مهر 1390.

دو سال پیش این وبلاگ رو با اسمی دیگر راه اندازی کردم مطمئناَ

آن روز که در یک کافی نت اولین پست این وبلاگ رو نوشتم اهدافی که

در ذهن داشتم به بزرگی الآن نبود و این دلایل مختلفی دارد که

شاید مهمترین آن افرادی بودند که به اینجا آمدند و به بنده فحاشی

 کردند و باعث شدند تا من قبل از گذاشتن هر پست ساعت ها و روزها

فکر خودم رو درگیر کنم تا مطالبم ضعیف نشود من از همه این دوستان

ممنونم ولی انسان هایی که در اینجا به بنده تهمت زدند و به مادر من

فحاشی کردند را هیچوقت نمی بخشم. از دیگر دلایلی که باعث

پیشرفت نوشته های من حداقل از دید خودم شد دوستانی بودند که

ارتباط بنده با آنها از دنیای مجازی به دنیای واقعی رسید و در یک

 پژوهشکده باعث شدند تا دید من علمی تر و فکرم بازتر شود و با

بحث و گفتگو با جوانانی که قصد داشتند وقت و دانش خود را داوطلبانه

در اختیار مردم کشورشان بگذارند دیدگاه های من حتی در بعضی مواقع

تغییر کرد و گاهی بحث های جلسات را در میان مطالب گنجاندم تا

نظرات شما دوستان را هم بدانم.

بنده وبلاگ نویسی رو از سال 85 در این وبلاگ آغاز کردم:

                    khateratzendegi.parsiblog.com

تا حالا آدرس این وبلاگ رو به شما نداده بودم اما اگر دوست داشتید

خوشحال میشم از آن وبلاگ که فعالیتی در آنجا ندارم هم بازدید کنید

البته نگاه من به مسائل نسبت به 7 سال پیش خیلی تغییر کرده اما

مطمئناً این تغییر 180 درجه  نبوده بلکه نهایتاً 40-50 درجه بوده است!

من در کنار وبلاگ های چند روزه که داشتم و عمری شبیه گل داشتند!

وبلاگ قبلی و این وبلاگ رو بیشتر از همه دوست دارم و این وبلاگ رو در

درجه اول چون محیط پرشین بلاگ رو زیاد دوست دارم. تقریباً با تمامی

 مطالبم خاطراتی دارم در وبلاگ خاطرات زندگی با مطالبی که در

بحبوحه اتفاقات سال 88 نوشتم و در این وبلاگ با مطلبی که درباره

تولدم نوشتم و هفته ها به آن فکر کردم یا با مطلبی که درباره خاله

مرحومم نوشتم اگر چه بی سر و ته بود اما خیلی به دل خودم نشست.

نگاه اسلام به زن که خیلی براش وقت گذاشتم یا شعر یادت بره! که

جرقه آن در حمام به ذهن من زده شد!! - عید مردماس که برای چند

دعای لحظه تحویل سال در سر کار هم مشغول تفکر بودم - مطلبی که

برای ریحانه خواهر زادم نوشتم و روحیم رو عوض کرد و ...

در این وبلاگ تاکنون 3 مطلب رو حذف کردم مطلب اول رو چون احساس

کردم توهین صورت گرفته است مطلب دوم رو چون دیگران احساس

کردند توهین صورت گرفته است! و مطلب سوم رو چون دیدگاهم

تغییرات زیادی داشت و مطلبم قوی نبود حذف کردم. من همیشه سعی

کردم در مطالبم شخصیت کسی رو خرد نکنم و انتقادات هم سعی شد

بی رحمانه نباشد هر چند شاید گاهی انتقادات طنز گزنده بوده

است! من برای تمام انسان ها احترام زیادی قائلم و از شما عذرخواهی

می کنم اگر نوشته ای خوب نبوده است. با این وجود تا امروز 2380 نظر

برای 41 مطلب در اینجا ثبت شده است. قدیمی ترین خواننده این

وبلاگ خانم سارا هستند از وبلاگ:

revengegirl.blogfa.com که هنوز گاهی به این وبلاگ تشریف میارن.

فکر می کنم اولین وبلاگی که لینک شد وبلاگ خانوم موشی هست

که افراد زیادی هم از داخل لینک بنده در وبلاگ ایشان به اینجا آمدند

البته از وبلاگ مهاجر زمان هم دوستان خوبی  لطف کردند به اینجا

تشریف آوردند. تا به حال 26950 نفر به اینجا آمده اند که پر بازدید کننده

ترین روز سه شنبه 18 مهر 91 بوده است که 115 نفر به این وبلاگ

سر زدند. بین ساعات 15 تا 17 این وبلاگ بازدید کننده بیشتری داشته

و بیشترین بازدیدها روزهای چهارشنبه صورت گرفته است. دوستان

زیادی هم از سایت بلاگفا به اینجا آمدند که واقعاً از همه آنها ممنونم.

ببشتر افرادی که به این وبلاگ تشریف آورده اند از طریق موتورهای

جستجوگر بوده است و آخرین کسی که فعلاً به این وبلاگ آمده از

وبلاگ  mary1355.blogfa.com به اینجا ارجاع داده شده است.

تاکنون 95 وبلاگ در اینجا لینک شده اند که البته فقط 68 عدد از آنها

هنوز لینک هستند و بقیه یا وبلاگ را تعطیل کرده اند یا فیلتر شده اند

که من هم در اینجا حذف کردم، بیشترین نظر هم برای مطلب شهر

خانم ها و مرگ انسانیت ثبت شده است که متاسفانه بیشتر این

نظرات مرگ انسانیت و خواری طلبی داوطلبانه آدم هایی داخل ایران

است.

در این دو سال دوستان زیادی به اینجا آمدند که از همه آنها متشکرم و

تنها به ذکر اسم بعضی از آنها اکتفا می کنم: نویسندگان محترم وبلاگ

های مهاجر زمان و اینجا، دنی ترین مرتبه بهشت که همیشه به اینجا

آمدند و با نظرات صادقانه خود من را راهنمایی کردند. نویسنده محترم

وبلاگ عشق اول- آقا الیاس عزیز از وبلاگ فقه و فلسفه در حد طلبگی-

آقای جعفر زاده گرامی. دوستان زیادی هم در سال دوم به این وبلاگ

تشریف آوردند و من را سورپرایز کردند دوستان خوب سیمرغی آقای

جمال تراز- خانم ستاره سادات که البته فعلاً به مرخصی رفتند!! -

حسین آقای گل از وبلاگ succeess13.persianblog.irکه گویا فعلاً

قصد خداحافظی از دنیای نت را دارند که امیدوارم مشکلشون زودتر حل

بشه و با ما بمانند- خانم لیلای مسافر به تاریخ این روزها! - سرکار خانم

خلقی که با حضورشون در اینجا من را غافلگیر کردند - خانم نسیم از

وبلاگ barabari1993.blogfa.com که در این چند ماه با ما همراه

شدند- نویسنده محترم وبلاگ مضحک آقا مهرداد عزیز - آقا هاشم از

وبلاگ زیتون و ....

نمی دونم چقدر مطالب بنده رو دوست داشتید که امیدوارم توانسته

باشم تا حدودی شما رو راضی کرده باشم شاید هم شما با بعضی

مطالب ارتباط برقرار کرده باشید چون منم خیلی از مطالب شما رو

دوست داشتم منم با نوشته های شما شاد شدم و غمگین. با این 

پست وبلاگ مهاجر زمان دلم گرفت:

http://mohajerezaman.persianblog.ir/post/45/

یا با این مطلب وبلاگشون بعد از رد صلاحیت های انتخابات اخیر از

ناامیدی به امیدواری رسیدم:

http://mohajerezaman.persianblog.ir/post/144/

یا شب 24 خرداد که مردد بودم بین رای دادن یا ندادن با خواندن این

پست دل را به دریا زدم و رای دادم:

http://mohajerezaman.persianblog.ir/post/152/

روزی که نویسنده محترم وبلاگ دختری تنها در آستانه فصلی سرد به

نویسندگی ادامه ندادند ناراحت شدم یا وقتی نویسندگان وبلاگ آلاچیق

آرامش برای دو سال وبلاگشون رو تعطیل کردند یا روزهایی که آقا

الیاس از نداشتن امنیت جانی سخن می گفت و ...

در اینجا هیچ نظری حذف نشد و همیشه سعی کردم تمام نظرات رو با

دقت بخوانم و به آنها عمل کنم از تمام انتقادات استقبال کردم و باز هم

خوشحال میشم تنها از مطالب بنده تعریف نکنید چون به قدر کافی در

این 26 سال مادرم از من تعریف کرده است! بلکه اشکالات من را هم

بگویید که یکی در دنیا خیر ببینید صد تا در آخرت! به درخواست دوستان

تصمیم گرفتم نظرات رو جواب بدم  به درخواست خود من! نویسنده

محترم وبلاگ اینجا، دنی ترین مرتبه بهشت کد امنیتی رو از نظرات

برداشتم به درخواست نازنین خانم از وبلاگ عشق اول فونت مطالب رو

بزرگتر کردم به درخواست بعضی دوستان بیوگرافی کوچکی از خود

گذاشتم و با خواست بعضی دیگر در میان تعدادی از مطالب عکس هم

گذاشتم به درخواست مریم خانم از وبلاگ

http://arezoyemansolh.blogfa.com از مرگ کمتر گفتم و اسم

وبلاگ هم که بعد از نظرات آقا مهران از وبلاگ حقوق زنان و کودکان

عوض شد تنها یک درخواست شما رو تا امروز نتوانستم عملی کنم

اینکه نوشته های من کوتاه تر شود که از آنجا که دست من به کم

نمی رود تاکنون نتوانستم چنین کاری کنم!

در سال اول این وبلاگ به کمیت توجه شد در سال دوم به کیفیت و در

سال سوم تغییراتی وجود خواهد داشت مطالب به مرور علمی تر هم

خواهد شد و در آینده ای نزدیک از دوستان هم مطالبی خواهم گرفت و

در اینجا خواهم گذاشت.

و در آخر سخنان کوتاهی می گویم: من را به عنوان برادر بزرگتر یا

کوچکتر خود بدانید قدر خود را بدانید منم این روزها بیشتر قدر خود را

می دانم و به قول بازیگر فیلم شجاع دل آنقدر شجاع شده ام که

دوست دارم مزه مرگ رو هم بچشم! بنده همیشه دوست داشتم

نقشی مفید در جامعه داشته باشم اما نمی دونستم چگونه تا یک

انسان بزرگوار راه را به من نشان داد. خوشبختانه یا متاسفانه! اتفاقات

گذشته تا مدت ها در ذهن من می ماند و من ابتدا از خداوند متعال

سپاسگذارم که احساس می کنم هر زجری به من داده است دقیقاً

عین نیازهایم بوده و از تمام انسان هایی که باعث پیشرفت من شدند

ممنونم از خانواده خوبم از دوستانی که در خیابان هشتم!! 15 ماه من را

تحمل کردند که امیدوارم حداقل 20 درصد مفید بوده باشم و البته تمام

تلاشم رو کردم و اگر بیشتر از این نشد شرمندم! من مطمئنم روزی که

شاید خیلی زود باشد یا خیلی دیر باز هم می توانم در جایی بیرون از

دنیای مجازی به هموطنانم کمک کنم چه فکری چه عملی.

من فعلاَ در دنیای مجازی در این وبلاگ و در فیسبوک فعالم و ایمیل بنده

هم در خدمت شماست و به قول طرفداران سپاهان:

      من صدرا هستم و این وبلاگ حالا حالاها پابرجاست!!