پایان رویا، آغاز کابوس

از دوستشون خواستم ببینه کسی تو زندگیش هست یا نه؟

و فردا جواب پیامکی این بود: خانم ع نامزد دارد... 6-7 ماه دوری کار

خودش رو کرد.

لطفاً به پسری که روزگار زمینش زده و مثل جنازه روی زمین افتاده

لگد نزنید.

همیشه فکر می کردم آدمای شجاع میرن بهشت، اما وقتی من تصمیم

گرفتم شجاع باشم رفتم قعر جهنم!

خدایا هر وقت باختم شکایتی نکردم اما این بار، شکایت دارم...

/ 19 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجید

سلام دوست خوبم//////////////به وبلاگم دعوتت می کنم///////////

هزاران گنج

آخی چقدر حیف شد[ناراحت]خیلی ناراحت شدم آقا صدرا ولی خدا بزرگه حتما مصلحت چنین بوده امیدوارم یکی شبیه ایشون نصیبتون بشه[گل]

خود من

[افسوس]

پگاه

خوب كردى اومدى پسر خوب

parvaz ta khorshid

زندگی دیکته ای نیست که آن را به ماخواهند گفت...!!! زندگی انشایی است که تنهاباید خودمان بنگاریم؛ زندگی می چرخد،چه برای آنکه میـــخندد،چه برای آنکه میــگرید... زندگی دوختن شادیهاست؛زندگانی هنر هم نفسی با غمهاست... زندگانی هنر هم سفری با رنج است... زندگانی یافتن روزنه در تاریکی است....

parvaz ta khorshid

به نظر من وقتی خدا یه سال رو چهار فصل کرد میخواسته بگه بهار و شکوفه هست تابستون و میوه هست پاییز و خزون هست زمستون و سرما هست تو هر فصلی قرار گرفتی درست انتخاب کن داشته هایت را [لبخند]

حسین+

(ناراحت) صدرا جان دنیا است و بازی های آن!!! خداوند حتما برنامه بهتری برات داره پس به خدا اعتماد کن دوستم (گل)

راحله

[گریه][گریه][ناراحت]