روز جهانی زن 3

سلام و احترام به تمام بزرگواران، سومین پست ویژه روز جهانی زن

اختصاص داره به مطلب زیبایی که خانم دکتر شهپر شهرکی برای بنده

فرستادند. ایشان لطف کردند دعوت بنده را قبول کرده و یکی از

نوشته های گذشته خودشون رو در اختیار ما قرار دادند.

همچنین امروز دو تا دیگر از مصاحبه های خودم با دوستان رو گذاشته ام

که خواندنش خالی از لطف نیستلبخند

و اما مطلب زیبای خانم دکتر:

هیچگاه با زن بودن خودم درگیر نبودم،این را خیلی از دوستانم

می دانند.به این هم باور دارم که قلب هر انسانی می تواند محمل

عشق باشد و زن و مرد هم ندارد.

اما نمی دانم که چرا داستان "شهلا جاهد"را داغی می دانم بر دامان

عشق و دردی بر زن بودن.....

از نوجوانی شروع کرد این اشتباه را...از زمانی که مرد آرزوها را در قاب

شیشه ای خانه اش دید.....و هرگز از یاد نبرد این تصویر را....انگار که

گاهی بایدگذاشت و گذشت....شهلا نگذشت اما.

داستانش را که مرور میکنم،در دل به او می گویم :"ای عاشق


دیوانه".....اما هیچگاه به خود اجازه ندادم که به او بگویم "دیوانه ی

 

عاشق"....شهلا دیوانه نبود.عاشق بودن حرمت داشت برای شهلا.....

 تولد یافته بود در او آنچه که نباید....و انگار که دیگر گریزی نبود از این

 مهمان ناخوانده.....و چه عزیز بود این ،برای شهلای عاشق....آنقدر

 عاشق که مرزی بر قلب و روحش دیده نمیشد....پیش رفت تا مرز 

 نبودن....نبودن شهلایی که می توانست عاشق بماند و نه قاتل....

 راستی یک زن میتواند پنهان کند حقیقت وجودش را....شهلا در پنهان

 کردن خود ماهر نبود...شهلا رازدار نبود.....راز شهلا را میدانستند

 همه...راز عشق اش را......

 تا واپسین لحظه شهلا منتظر وعده ی معشوق بود...ای خوش خیال

 شهلای عاشق!کم شنیده ام که انسانی تا پای مرگ عاشق

 بماند....اصلا کجای دنیا دیده اید که عاشقی را به خاطر عشق به

 مسلخ ببرند....شهلا به مسلخ رفت اما....شهلا از عشق افسانه ای

 ساخت....دردناک و پر از اشتباه.

 افسانه ای عشقی ساخت شهلا و عشقی که به غلط به دامان

 معشوقی افتاد که راز آن را نمی دانست.....

 شهلا نمی دانست که جهان بدون او هم خواهد گشت...نه یک بار که

 صدها بار ...و داستانی که مکرر است.

 پ.ن....این نوشته در دفاع از رفتاری غیرمتعارف و مجرمانه نیست بلکه

 در توصیف عشقی ست که به غلط اتفاق افتاده بود و اشتباهات زیادی

 را در دل داشت...اما عشق بود!

 پ.ن.....در اشتباهاتی این چنین زنان دو برابر منحرف قلمداد میشوند

 ،اول از بعد قانونی و دوم به سبب غیر زنانه بودن نوع جرم.

 پ.ن.....در این اشتباه، شهلا جاهد، زنی بود که خود را در حاشیه و کم

 ارزش میدانست و چون چیزی برای از دست دادن نداشت ،به قانون

 شکنی روی آورد و بر انزوای اجتماعی خود غلبه کرد.

 پ.ن.....انزوای اجتماعی شهلا به نحو موثری در روزنامه ها و رسانه ها

 با حضور او از بین رفت و او موفق شد عشق خود را ثبت کند....

شهپر شهرکی / یازدهم دی ماه نود و دو

 ممنونم خانم دکتر از این متن قشنگتون، من براتون دست می زنمتشویق

 

و اما مصاحبه اول بنده با سرکار خانم علینژاد که در استان زیبای

مازندران ساکن هستند:

 1- شما در چه شهری زندگی می کنید؟

خانم علینژاد: قائمشهر

2- قائمشهر چقدر جمعیت دارد؟

خانم علینژاد:

320741

3- زنان قائمشهری تحصیلکرده هستند؟

خانم علینژاد: بیشترشون آره

4- شاغل چطور؟

خانم علینژاد: آره خدا رو شکر زنان شاغلین بیشتر از مردها هستند.

5- چند ساله چنین وضعیتی حاکم است؟ یعنی چی شد که زنان

توانستند از مردان در اشتغال پیشی بگیرند؟ قبلاً اینگونه نبود؟

خانم علینژاد: از بعد انقلاب بابام تعریف میکرد که اشتغال زنان زیاد شده

البته دوره انقلاب زنان توی کارخانه مشغول بودن ولی الان بیشتر شده

دلیلشم اینه که سطح سواد و آگاهی مردم بالا رفته

6- زنان در قائمشهر چه دغدغه هایی دارند؟ از لحاظ حقوق زنان؟

خانم علینژاد: دغدغه هاشون اینه که بیشتر حقوقشون توی همه جوانب

حل بشه و رعایت بشه

7- یعنی چی؟ یعنی در چه زمینه هایی؟

خانم علینژاد: تو زمینه های کاری و مشاغل دولتی و غیر دولتی

8- آخه شما گفتین اشتغال زنان زیاد است، پس از وضعیت شغلی

ناراضیند؟

خانم علینژاد: چند سالی هست که استخدامی کم شده

9- یعنی در زمینه های شغلی در قائمشهر تبعیض است؟

خانم علینژاد: یه جورایی آره

10- پس اشتغال زیاده اما داخل مشاغل تبعیض وجود داره، درسته؟

خانم علینژاد: درسته

/ 0 نظر / 30 بازدید